پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
172
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
خود اختيار بخشيده بود كه هر كسى را كه دشمن مىشمارند دور برانند ، از اين جهت نمونه بدى از رفتار و فرمانروايى لاكيدومنيان به مردم نشان مىداد . ديرزمانى را بدينسان گردش مىنمود و به اين كارها مىپرداخت . از آن سوى كسى را پيش از خود به لاكيدومون فرستاده خبر داد كه من با دويست كشتى مىرسم و چون به آتيكا رسيد در آنجا زور خود را با زور و سپاه دو پادشاه آگيس و پااوسانياس يكى كرد كه بتواند شهر را به آسانى بگشايد . ولى چون آتنيان به دفاع برخاستند او بار ديگر روانه آسيا گرديد و در آنجا نيز در هر شهرى حكمرانها را تغيير مىداد و اختيار را به دست ده تن برگزيده مىسپرد . در اين شهرها چه بسا كسانى را بكشت و چه بسا كسانى را از شهر بيرون كرده آنجا را به دور رانده شدگانى كه برگردانيده بود بداد و چون آتنيان هنوز سيستوس را در دست خود داشتند آن را از دست ايشان بيرون آورد . پس از گرفتن آنجا همگى بوميان را بيرون رانده شهر را به ناخدايان و كارگران كشتيهاى خود سپرد كه نشيمن گيرند و اين نخستين كار او بود كه لاكيدومنيان روا نشمردند و بوميان را دوباره به شهر بازگردانيدند . لوساندير اين هنگام شنيد كه آتن از گرسنگى به حال سختى افتاده و اين بود بيدرنگ روانه پيرايوس گرديد و چون آتنيان ناگزير بودند به هر شرطى كه او پيشنهاد مىكند سرفرود بياورند اين بود ناگزير شهر را به او سپردند . لوساندير نامه به ايفوران فرستاد بدين عبارت كه : « آتن گرفته شده » ايشان پاسخ فرستادند : حكمرانى لاكيدومنيان فرمان مىدهد بندر پيرايوس و ديوارهاى بلند را برانداز ، همه شهرها را رها كرده شهر خود را نگهدار . اگر چنين بكنى صلح را انجام دادهاى ، اگر صلح را بخواهى همگى بيرون راندگان را به شهر باز گردان . دربارهى كشتيها هر آنچه دربايست شمرده مىشود آن را نگهدار . اين يك رشته شرطها را آتنيان بپذيرفتند . ثرامنيس پسر هاگنون « 1 » ميانجى پذيرفتن آنها بود .
--> ( 1 ) . Theramenes پسر Hagnon