پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
168
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
در حالى كه ثوراكس « 1 » نيز از خشكى به او يارى مىنمود و تا نزديك ديوارهاى شهر رسيده بود . بدينسان شهر را با زور بگشاد و به سپاهيان اجازه داد كه به تاراج بپردازند . در اين هنگام كشتيهاى آتنيان كه يكصد و هشتاد كشتى بود به لايوس « 2 » در خرسونيسى رسيده بود و چون شنيدند كه لامپساكوس ويرانه گرديده روانه سيستوس شدند و از آنجا آذوقه برداشته روانه آبيگوسپوتا مىگرديدند كه بر دشمن كه هنوز در لامپساگوس بود برانند . در ميان سركردگان آتنى اين زمان يكى هم فيلوكليس « 3 » بود و اين آن كس است كه پيشنهاد كرده بود قانونى نهاده شود كه انگشت نرينه دست راست اسيران را ببرند تا نيزه نتوانند برداشت ولى پارو بتوانند زد . اينان همگى اميدوار بودند كه فردا بامداد جنگ خواهد درگرفت . ولى لوساندير انديشه ديگرى در مغز خود مىپرورد و به ناخدايان و كشتىرانان خود چنين دستور داد كه به هنگام سفيده بامداد به كشتيها رفته و چنين وانمايند كه امروز جنگ خواهد بود و خود را به صف نهاده خاموش و آرام بايستند و منتظر حكمى باشند كه دوباره به آنان داده شود . ناخدايان اين كردند و چون آفتاب بردميد و آتنيان كشتيهاى خود را به حركت آورده به قصد جنگ پيش آمدند ، لوساندير با همه آراستگى و آمادگى كه هنوز از بامداد داشت هيچ گونه جنبشى ننموده و به جنگ پيش نيامد . تنها كارى كه كرد اين بود كه پاره قايقها را فرستاد و به كشتىبانان كه خود را به صف نهاده بودند دستور داد كه هرگز جنبشى نكنند و از جاى خود تكان نخورده قصد جنگ ننمايد و چون بدينسان روز به پايان رسيد و آتنيان برگشتند . او همچنان سپاهيان را در كشتيها نگاه داشت و اجازه بيرون رفتن نداد و تا آنان خبر پياده شدن آتنيان را نياوردند كسان خود را از كشتى بيرون نساخت . به همين شيوه بود رفتار او در روزهاى دوم و سوم و چهارم . از اينجا آتنيان يقين كردند كه دشمن را ترس فراگرفته و اين است كه جرأت جنگ نمىكند و نخواهد كرد .
--> ( 1 ) . Thorax ( 2 ) . Elaeuc ( 3 ) . Philocies