پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

151

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

سوگند نخواهم خورد و چون هر دو سوى سوگند ياد كردند و پيمان استوار شد ، الكبياديس روانه بوزانتيوم گرديد كه از آتن رو برگردانيده به شورش برخاسته بود و چون به آنجا رسيد گرد شهر را فراگرفت و چون آناگسيلاوس « 1 » و لوكورگوس « 2 » عهده‌دار شدند كه شهر را به دست بدهند . با شرط آنكه بر جان و مال مردم دستى دراز كرده نشود الكبياديس در ميان سپاهيان خود چنين شهرت داد كه شورشى در ايونا برخاسته و از اين جهت او ناگزير است دست از محاصره اين شهر بردارد . و بدينسان همان روز همگى كشتيها را از گرد شهر دور ساخت و چنين وانمود كه سفر مىنمايد ولى شبانه بازگشته با همگى كسان خود كه بر گرد سرداشت خاموش و آهسته به شهر نزديك شدند و بىآنكه كسى بفهمد از ديوارها بالا رفتند . در همين هنگام كشتيها نيز به سوى بندر شتافته به هر تندى كه مىتوانست خود را به آنجا رسانيد و سپاهيان خروش دلشكافى بر آورده ديوانه‌وار به هجوم پرداختند . مردم شهر كه پاك در غفلت بودند سخت سراسيمه گرديدند و همگى روى به سوى بندر نهادند كه به دفاع و جنگ بپردازند و اين خود فرصتى بود كه آن كسان شهر را به دست الكبياديس بسپارند . با اين همه كار به آسانى انجام نيافت ، زيرا پلوپونيسيان و بويوتيان ميگاريان نه تنها سپاهيانى را كه از كشتى بيرون آمده بودند باز پس رانده دوباره به كشتيها برگردانيدند بلكه چون شنيدند كه آتنيان از سوى ديگر به شهر درآمده‌اند دوباره صفهاى خود را به سامان آورده روانه سوى آنان گرديدند و يك رشته جنگهاى بسيار خونريزانه روى داد كه خود الكبياديس فرماندهى دست راست را به عهده گرفته و فرماندهى دست چپ را به ثرامينس « 3 » سپرده بود . از اين جنگ تنها سيصد تن از دشمن زنده رها شدند كه الكبياديس همه را دستگير ساخت . پس از اين فيروزمندى كه بهره آتنيان گرديد كسى را از مردم نكشتند و يا از شهر بيرون نساختند و اين شرطها پيش از آن شده بود كه جان و مال شهريان بىآزار بماند ، از اين جهت چون سپس آناكسيلاوس را در اسپارت درباره اين كار خيانتكار شمردند او انكارى ننمود و شرمسارى آشكار نساخت ، بلكه چنين پاسخ داد كه او نه يك تن لاكيدومينى بلكه يك تن

--> ( 1 ) . Anaxilaus ( 2 ) . Lucurgus ( 3 ) . Theramenes