پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

139

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

گفته‌هاى اينان نيز گوش ندادند بلكه چنين باور مىكردند كه جوانانى كه شبانه از آن بزم باده‌خوارى و بىعارى برمىگشتند بىآزرمانه به چنين كارى برخاسته‌اند تا بىعارى را به پايان رسانيده باشند . دار الشورى كه براى رسيدگى به اين كار برپا گرديد در آنجا نيز پيش‌آمد را سخت ناگوار شمردند . در اين ميان كسانى از دشمنان الكبياديس فرصت يافته آن كار را به نام او و دوستانش شهرت دادند و در اين باره خبرهايى پديد آوردند و مىكوشيدند كه او را زير محاكمه بكشند ولى چون ديدند همه لشكرهاى دريايى كه براى سفر سيكيلى گرد آمده‌اند به هوادارى او برخاسته‌اند نيز دسته‌هايى كه از آرگوس و مانتينا به ياورى آمده و هزار تن سپاهى بودند آشكاره هوادارى از او دارند از اين جهت دنبال كردن محاكمه را در آن هنگام به زيان خود يافتند و با همه پافشارى كه الكبياديس درباره محاكمه داشت آنان تدبيرهايى به كار برده محاكمه را به تأخير انداختند . الكبياديس همراه سرداران ديگر حركت كرد و با آنان 140 كشتى 5100 سپاهى درست ابزار و 1300 تيرانداز و فلاخن‌انداز سبك ابزار و ديگر كاركنان بودند . و چون به كار ايتاليا رسيدند در آنجا در رهگيون « 1 » لنگر انداخته به شور برخاستند كه چگونه به جنگ پردازند . اگرچه نيكياس با آلكبياديس مخالفت مىنمود ولى چون با لاماخوس همداستان بود از اين جهت به پيشرفت پرداخته شهر كاتانا « 2 » را گرفتند . اين بود تنها كارى كه با بودن آلكبياديس انجام داده شد . زيرا در همين هنگام آتنيان او را بازخواستند تا در محاكمه از خود دفاع كند زيرا چنان كه گفتيم در داستان چركينى چهره تنديسه‌هاى تير او را متهم كرده بودند و پس از سفر كردن او دشمنانش تهمتهاى ديگر به ميان آوردند . بدينسان كه او به همدستى كسانى مىكوشيده حكمرانى را تغيير بدهد و براى اين مقصود هميشه با دين و خدايان دشمنى مىكرده اين تهمتها آتنيان را سخت بشورانيد كه دسته‌اى را دستگير نموده به زندان انداختند و پس از اندك رسيدگى بيشتر ايشان را بكشتند . سپس الكبياديس را به محاكمه خواستند « 3 » و براى اين كار كشتىاى را به نام سالامنيان « 4 » به دنبال او فرستادند .

--> ( 1 ) . Rhegiun ( 2 ) . Catana ( 3 ) . داستان محاكمه و علت آن را پلوتارخ به تفصيل شرح داده ولى چون مأخذ تاريخى ندارد ما از ترجمه همگى آنها چشم پوشيده‌ايم . ( 4 ) . Salaminian