پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
137
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
دستگيرى از همدستان خود كه زير فشار شهر سوراكوسى « 1 » بودند سپاه اندكى به آنجا بفرستند و آرزوى روزى را داشتند كه به آنجا دست بيابند . الكبياديس آتش اين آرزو را دامن زده مىگفت : اين چيست كه مادر نهان به آن آرزو مىكوشيم و كمكم كار مىكنيم ؟ ! بايد به يك بار كشتيهاى بزرگى را به كار انداخته خود را خداوند جزيره گردانيم . راستى اين بود كه دست يافتن به سيكيلى كه آتنيان آخرين آرزوى خود مىشمردند الكبياديس آن را نخستين گام در راه پيشرفت مقصود خود مىشناخت و ديباچه فيروزبختى خود مىپنداشت . نيكياس مردم را از جوش و جنبش فرود آورده مىگفت : گرفتن شهر سوراكوسى كار بسيار دشوارى است و لشكركشى به سيكيلى را كار بيجايى مىشمرد . ولى الكبياديس گذشته از گشادن آن شهر خواب گشادن كار تاج و ليبوارا نيز مىديد و چنين مىپنداشت كه چون به اين آرزوهاى خود دست بيابد پس خداوند ايتاليا و پلوپونيوس خواهد بود و در انديشه خود سيكيلى را بيش از آن نمىپنداشت كه انبارى براى ابزارهاى جنگى گرفته شود . جوانان نورس دلهاى خود را پر از آرزو گردانيده و هميشه چون با بزرگتران در يك جا گرد مىآمدند جز به اين گفتگو نمىپرداختند . در ميدان كشتىگيرى و در ديگر ميدانگاهها هميشه دستههاى مردم ديده مىشدند كه نقشه سرزمينهايى را كه بايستى بگيرند بر روى زمين نگاشته با يكديگر سخن از چگونگى آنها مىراندند . سقراط فيلسوف و ميتون « 2 » ستارهشناس را گفتهاند كه اين جنگ را سودمند و فيروزمندانه نمىشماردند . آن يكى را مىگويند جنى را كه داشت و پرستار او بود خبر از آينده اين كار داده بود . اما اين دومى يا از روى دورانديشى پيشآمد را دريافته و يا از راه علم خود آينده را دانسته بود . بههرحال او خود را به ديوانگى زده و مشعلى در دست گرفته چنين وامىنمود كه مىخواهد آتش به خانه خود بزند .
--> ( 1 ) . شهر بزرگ آن جزيره . ( 2 ) . Meton