پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

117

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

خليدونى « 1 » دور از دسترس ايرانيان گردد و كسى طمع در آنجا نتواند كردن ، با اين قصد بود كه با دويست كشتى جنگى از كنيدوس « 2 » و بندر ترييوپى « 3 » روانه گرديد و اين كشتيها آنها بود كه ثميستوكليس به نظارت خويشتن با دقت بسيار ساخته و بيش از همه تندى و چابكى آنها در راه پيمايى و گرديدن رعايت نموده بود . كيمون نيز تغييرهايى در آنها داده چنان ساخت كه دسته انبوهى از جنگجويان در آنها جا گرفته به آسانى به جنگ مىپرداختند . نخست با اين كشتيها بر سر شهر كوچك فاساليس « 4 » كه مردم آنجا اگرچه يونانى بودند ولى هنوز هوادارى از ايران مىنمودند و به كشتيهاى كيمون راه باز نمىكردند كه به بندر شهر ايشان درآيد . همه‌ى زمينهاى پيرامون را ويرانه ساخته تا نزديك ديوارهاى شهر پيش رفت . ولى سپاهيان خيوس كه اين زمان در لشكر او كار مىنمودند چون دوستان ديرين مردم فاساليس بودند خواستند كارى كنند كه خشم سردار را بر آن مردم كمتر گردانند و براى اين مقصود تيرهايى كه به شهر مىفرستادند نامهايى نوشته به آنها مىبستند و بدينسان مردم شهر را از چگونگى باخبر مىساختند و در نتيجه اين كار بود كه جنگ به آشتى انجاميد و كيمون زينهار به آنها بخشيد ، با اين شرط كه ده تا لنت پرداخته و آنگاه همراه او به جنگ ايرانيان روانه شوند . ايفوروس مىگويد : « فرمانده كشتيهاى ايران تثرائوتيس « 5 » و سردار لشكر خشكى فرنداتيس « 6 » بود . » ليكن كالستينس بر اين سخن است كه فرمانده همگى سپاهيها در خشكى و دريا آريمانديس « 7 » پسر گوبرواس « 8 » بوده و او با همه زور و سپاه خود در دهانه رود ايوروميدون « 9 » درنگ داشت نه به قصد آنكه به جنگ برخيزد بلكه چون هشتاد كشتى فنيقى از قبرس راه برگرفته بودند انتظار رسيدن آنها را داشت و پشتيبانى از آنها مىنمود . كيمون قصد او را دانسته به سوى او روانه گرديد كه اگر هم به دلخواه به جنگ درنبايد ناگزيرش گرداند .

--> ( 1 ) . Chelidoni ( 2 ) . Cnidos ( 3 ) . Triopi ( 4 ) . Phaselis ( 5 ) . Tithraustesi ( 6 ) . Pherndates ( 7 ) . Ariomandes ( 8 ) . Cobruas ( 9 ) . Eurymedou