پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

100

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

ثميستوكليس ! آن را كه مىگويى بايد سردار داشته باشد ولى گرانمايه‌ترين چيز يك سردار اينست كه دست خود را از پول گرفتن كوتاه دارد . يك كار ديگر آريستيديس آن بود كه چون يونانيان را بر آن واداشت كه در زمينه همدستى با يكديگر و نگهدارى آن براى هميشه سوگند ياد كنند و پيش از همه خود او به نام آتنيان سوگند خورد و تكه‌هايى را از آهن تافته به دريا انداخته « 1 » نفرين بر آن كسى فرستاد كه اين پيمان همدستى را بشكند با اين همه پس از ديرى چون كارها تغيير يافته چنين پيدا بود كه بايد درشتى و سختى بيشتر به كار برد در اين هنگام آريستيديس به همشهريان خود گفت گناه پيمان‌شكنى را به گردن من انداخته آنچه را كه براى پيشرفت كار دربايست است دريغ نسازيد . تئوفراستوس « 2 » مىگويد روى هم رفته كردار و رفتار آريستيديس اين بود كه در كارهاى خويشتن و در كارهاى اين و آن از همشهريهاى خود هرگز از راه دادگرى برنمىگشت و سخت ايستادگى مىنمود ، ولى در كارهاى توده انبوه مردم آنچه را كه سودمندى و فيروزبختى آنان خواستار بود مىنمود . اگرچه گاهى از راه دادگرى كنار مىافتاد . چنان كه در داستان مردم سامى ( شهر سامى ) كه به راه افتاده مىخواستند گنجينه را از ديلوس « 3 » به آتن بياورند و اين كار با پيمانى كه همه يونانيان به نام همدستى در ميان خود بسته بودند درست در نمىآمد آريستيديس چنين گفت : اين كار دام‌گرانه نيست ولى بسيار به‌جاست . كوتاه سخن : آريستيديس كه آتنيان را نيرومند ساخته و بر ديگران حكمروا گردانيد خود او همچنان بىچيز مىزيست و هميشه ندارى و بىچيزى را مايه سرفرازى دانسته نمىخواست آن را از دست بدهد چنان كه داستان آينده به اين موضوع دلالت دارد . كالياس مشعل‌بردار كه خويشاوند او بود دشمنانش او را درباره يك سرمايه‌اى متهم ساختند و چون محكمه برپا گرديد تهمت‌زنان دليلهاى خود را ياد نمودند سپس به خطابه پرداخته چنين گفتند : شما مىدانيد كه آريستيديس پسر لوسيماخوس مايه سرفرازى سراسر يونان مىباشد . اين كس كه با رخت پاره از خانه برون مىآيد پيداست كه خاندان او در درون خانه با چه

--> ( 1 ) . گويا كارى بوده كه به هنگام پيمان بستن انجام مىدادند . ( 2 ) . Theophrastus ( 3 ) . Delos نام جزيره