آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

98

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

عمده تواريخ عربى و فارسى است ، كه از سرگذشت ايران قبل از اسلام سخن ميرانند . عنوان اين كتاب را ، كه پهلوى است ، به عربى سير ملوك العجم يا سير الملوك نوشته‌اند و در فارسى آن را به شاهنامه ترجمه كرده‌اند . از جمله ترجمه‌هاى عربى كتاب خوذاى نامگ يكى آن است كه ابن المقفع نموده است . ابن المقفع از ايرانيان زردشتى است كه بدين اسلام درآمد و در حدود سال 760 ميلادى بدرود زندگى گفت ، از جمله نويسندگان بسيار فعال و متبحر است ، كتب ديگر هم از زبان پهلوى به عربى نقل كرده است . متأسفانه هم اصل خوداى نامگ پهلوى هم ترجمه ابن المقفع از دست رفته . همچنين ترجمه‌ها و اقتباسهاى ديگر ، كه بوسيله نويسندگان بعد از ابن المقفع از اين كتاب شده است و حمزهء اصفهانى بوجود آنها اشاره مىكند ، به كلى مفقود الاثر است ( كتاب حمزه در سال 961 ميلادى تأليف شده است ) . به اعتقاد نلدكه سير الملوك ابن المقفع نخستين ترجمه مستقيم خوذاى نامگ بوده و باقى مترجمينى ، كه حمزه ذكر مىكند ، از او اخذ مطلب كرده‌اند و مأخذ روايت فردوسى در شاهنامه ، كه حكايت پادشاهان و پهلوانان باستانى است ، ترجمه ديگرى است ، كه مستقلا به زبان فارسى بوده و ارتباطى با كتاب ابن المقفع نداشته است . اما بعد از آنكه دانشمند روسى بارون روزن اين مطلب را مجددا در رسالهء روسى خود موسوم به ترجمه‌هاى عربى خوذاى نامگ ( 1895 ) مورد بحث قرار داد ، نظر نلدكه محل ترديد قرار گرفت . تحقيقات دقيقه روزن را مىتوان بطريق ذيل خلاصه كرد : منابعى كه حمزهء اصفهانى و ساير مورخان عرب در رديف كتاب ابن المقفع قلمداد كرده‌اند ، اگرچه محتملا همه آنها بعد از ابن المقفع نوشته شده است ، اما لازم نيست كه عموما و قطعا مندرجات خود را از كتاب او گرفته باشند . فقط بعضى از مؤلفان مذكور تا اندازه از ترجمهء او استفاده كرده‌اند . در ميان منابع مزبور كتبى هم وجود داشته ، كه مستقيما از اصل پهلوى نقل شده باشد . و با اينكه آوازه ابن المقفع رفته‌رفته نام ساير مترجمان را تحت الشعاع قرار داده است ، هيچ