آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

72

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

مزدائى و دوپرستى گنوستيك‌ها : بنابر اعتقاد مزديسنان هر يك از دو عالم مذكور دفعة هم معنوى است و هم مادى . ولى گنوستيس‌ها بالعكس عالم روح را عين عالم نور و جهان ماده را عين جهان ظلمت مىدانسته‌اند . نتيجه اين قسم اعتقاد نسبت بعالم اين شد ، كه بدبينى باصل خلقت رواج گرفت و پيروان اين فكر بزهد و ترك مايل شدند . بنابر قول اين طايفه ، خدا در ماوراء عالم محسوس و حتى در آنسوى جهان معقول است . او پدرى است كه از نام و نشان و گمان برتر است و فكر بشرى را بدامن كبرياى او دسترس نيست . جهان بواسطه اشراقات دائمى « 1 » يا كه از ذات اين خداى اصلى صادر مىشود ، بوجود مىآيد و مراتب اين تجليات نزولى است ، يعنى هر يك از اشراقات نسبت بماقبل خود اخص است تا منتهى گردد بعالم مادى ، كه آخرين اشراق و ناپاك‌ترين تجليات است . ولى در اين جهان مادى شوقى هست ، كه او را بمبداء الهى بازپس ميكشاند . ماده يعنى عالم جسمانى منزلگاه شر است . اما يك بارقهء الهى ، كه در طبيعت انسان وديعه است ، راه نجات را به او نشان ميدهد و او را در حركت صعودى ، كه از ميان افلاك مىكند ، دستگيرى نموده ، بعالم نور مىرساند . اين بود اساس اعتقاد گنوستيك‌هاى متأخر راجع بنظام جهان « انسان » يا « انسان نخست » را وجودى نيم خدا ميدانستند و ظاهرا اين مفهوم را از اساطير ايرانى گرفته بودند « 2 » . بعضى از گنوستيك‌ها انسان نخست را آدم دانسته‌اند و بعضى او را مسيح ازلى گفته‌اند و طايفه‌اى بر آن بودند كه حقيقت انسان نخست در آدم حلول كرده و پس از آن به صورت مسيح ظاهر شده است . اوست نخستين مولود خداى بزرگ ، كه در ماده نزول كرده و جان جهان محسوب است . او را نيم خدا و عقل و كلمه هم مىگفتند . با ايجاد اين انسان قوس نزول در ماده شروع شده

--> ( 1 ) - eon ( 2 ) - در باب گيومرد ، نخستين انسان ، ر ك فصل سوم اين كتاب .