آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

70

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

« زردشت مجوس » رواج داده شد « 1 » و در بعضى نقاط ، كه « دين زردشت » آميخته بساير عقايد شده بود ، زردشت را بصفت « منجى نوع بشر » مىخواندند . مذاهب باطنى اين دوره محدود بحدود محلى يا ملى معينى نبودند و ادعا مىكرد كه دين اصلى بشر نزد آنهاست و ساير شرايع عامه بطور ناقص بعضى از آن حقايق را در بر دارند . « 2 » در قرن دوم ميلادى مذهب گنوستيكى « 3 » در كشور روم توسعه يافت « 4 » بلا شك قبل از اين تاريخ هم افكار گنوستيكى وجود داشته است ، زيرا كه در ميان يهودان اسكندريه هم اين افكار رايج بوده است ، اما مبداء اين مسلك در ظلمات ايام مختفى است . از قرن دوم ببعد « گنوستيك‌ها » براى تأييد اقوال خويش به كتب مقدس عيسوى استناد مىجستند . مسلك بازيليد « 5 » و مسلك والانتن « 6 » و مسلك مرقيون « 7 »

--> ( 1 ) - ر ك آلفاريك ، خطوط مانويان ، ج 2 ، ص 205 و ما بعد . P . Alfaric , Les ecritures manicheennes , و نيز كتاب بيده و كومون ، ج 1 ، ص 85 ببعد . ( 2 ) - ريتزن اشتاين ، اديان مرموز يونانى ، چاپ دوم ، ص 15 . ( 3 ) - Gnosticisme ( 4 ) - فريد لندر ، مذهب گنوستيكى يهود قبل از مسيح Friedlawer oer volchristliche jadische Gnostlcismas Gottingen 1898 Reitzenstein , Die hellenitischen Mysterienreligio nen . بوسه ، مسائل عمده مذهب گنوستيكى ، W . Bousset , Hauptprobleme der Cnosis , Wottingen 1907 شولتس ، استاد گنوستيكى . W - Schultz , Dokumente der Gnosis , Wien 1915 . لگه ، پيشروان و رقباى عيسويت F - Legge , Forerunners and Rivales of Cnristianity , Cambridge 1915 . ( 5 ) - Besilide ( 6 ) - Valentin ( 7 ) - Marcion