آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

668

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

شود . و بعدها در قرن هشتم ميلادى ، الفباى اوستايى را اختراع و متونى را ، كه در حدود سال 634 ميلادى جمع‌آورى و به خط پهلوى نوشته بودند ، به اين الفباى جديد نقل كرده‌اند . دعوى آبه‌نو در اساس مبتنى بر آنست ، كه در كتب سريانى ، كه اطلاعاتى راجع بروابط و مناسبات زردشتيان و مسيحيان در عهد ساسانى بدست ميدهند ، ( حتى در رواياتى ، كه موضوع آن مناظرات و مشاجرات بين پيروان اين دو دين است ، و در طى آنها مسيحيان بكرات بكتب مقدس خويش استناد مىكنند ) هرگز اشاره‌اى بكتب يا نوشته‌هاى مذهبى زردشتيان نشده ، و فقط سخن از « تلاوت و زمزمه » ادعيه و « احكام دينى » در ميانست ، و نيز بكرات عادت مزديسنان را به از بر كردن روايات مذهبى خود ذكر كرده‌اند . معذلك از آنچه گذشت ، بهيچوجه نميتوان نتايجى چنين كلى و وسيع گرفت . بىشبهه اين مطلب صحيح است ، كه مغان آن قسمتهايى از اوستا را ، كه در عبادات و مراسم مذهبى به كار مىبردند ، از برمىكردند ، ولى علت آن اين بود ، كه تأثير اعمال و مراسم مذهبى با رعايت كمال صحت و دقت در تلاوت بستگى تام داشت . از اين گذشته متون اوستايى با كتب مقدس مسيحيان تفاوت كلى و اساسى دارد ، و از قراين ميتوان حدس زد ، كه مؤلفان مسيحى ، كه در مناظرات و مشاجرات خود تعصب بىاندازه نشان داده‌اند ، عمدا از اشاره به كتب مقدس مزديسنان اجتناب ورزديده‌اند ، تا خوانندگان مسيحى متوجه اين نكته نشوند ، كه دشمنان مذهبى آنها نيز داراى كتب دينى مدون بوده‌اند . بنابراين ، نظريه آبه‌نو فاقد اساس و مبناى صحيح و قبول آن غير ممكن است . اگر متون كتبى زردشتى قبل از سلطنت يزدگرد سوم ، آخرين شاهنشاه ساسانى ، وجود نداشت ، و مقصود فقط اين بود ، كه با شتابزدگى كتاب مقدسى فراهم كنند ، تا اعراب مزديسنان را در زمره « اهل كتاب » بشمار آورند ، موبدان به تدوين ادعيه و اوراد مراسم مذهبى و عبادات قناعت ورزيده و رنج نگارش