آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

650

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

تسلط سرداران و ولات آخرين دوره تحولات سياسى عهد ساسانيان است ، اما اين ملوك الطوايفى جديد وقت پيدا نكرد ، كه كاملا ريشه فروبرد و ثابت شود ؛ حمله عرب اساس آن را برانداخت . با وجود اين مرزبانان مرو ، و مرو الرود ، و سرخس ، و كهستان ، در اين موقع تقريبا مستقل بودند « 1 » . حتى از زمان فيروز ( اول ) هم ، ممالكى ، كه در مشرق مرو الرود واقع است ، از تسلط دولت ايران خارج بود . هرات هم ديگر جزء قلمرو ساسانى محسوب نمىشد . مقارن حمله عرب ، ولايات ساحلى بحر خزر در تصرف يكى از سرداران ديلمى بود ، كه او را موتا يا مورتا ميخوانند « 2 » . سلاطين ممالكى ، كه مجاور سرحدات شرقى و شمالى ايران بودند ، اغلب بالقاب مخصوصه معروفند . در اين‌جا نام چند ولايت را با لقب امراء آنها ذكر مىكنيم « 3 » : نسا ( وراز ) - ابيورد ( وهمنه ) - خوارزم ( خسرو خوارزم ) بخارا ( بخارخوذاو ) - وردانه ( وردانشاه ) - سمرقند ( طرخان ) - اسروشنه ( افشين ) - سغد ( اخشيذ ) - فرغانه ( اخشيذ ) - ختل ( خطلان شاه يا شير خطلان ) ترمذ ( ترمذشاه ) - جوزجان ( گوزگان خوذاى ) - روب ( روب خان ) - طالقان ( شهرك ) - هرات ( ورازان ) - غرچستان ( وراز بندگ ) - سيستان ( زنبيل ) « 4 » كابل ( كاولشاه ) .

--> ( 1 ) - فان‌فلوتن ، تحقيق در باب سلطه عرب - Rechnrcher sur la domina tion arabe ، ص 19 . ( 2 ) - مينورسكى ، تسلط ديلمان ( نشريه انجمن مطالعات ايرانى ، شمار 3 ) ، ص 4 . ( 3 ) - منبع اصلى : ابن خردادبه ، جغرافيون ، 6 ، ص 40 - 39 ، ترجمه ، ص 29 . ( 4 ) - Zunbil بسيارى از اين عنوانها با كلمه پهلوى شاه تركيب يافته است . اخشيذ Ikhshedh شكل سغدى كلمه ايرانيست ، كه در اوستا به صورت خش‌ايت khshaeta ديده مىشود و آن را معمولا به معناى نورانى ميدانند چنين به نظر ميرسد ، كه آندرآس ريشه اين كلمه را خشاى khshay دانسته و آن را به « مسلط » و « فرمانروا » ترجمه كرده است ( khvarkhshedh - Sonneherr ، آندرآس - هنينگ ، متون -