آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

643

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

رفتارى با زندانيان سياسى ، رفتار مستبدانه خسرو نسبت بزنانى ، كه آنها را جبرا از محل خود آورده ، در حرمخانه نگاه مىداشت ، ظلم و تعدى برعايا ؛ وضع خراجهاى گزاف ؛ جمع خزاين از مال رعيت ؛ جنگهاى بىپايان ؛ و بيوفايى نسبت بقيصر روم . صورت استظاق را گشنسب اسپاذ بخسرو داد و پاسخ مفصلى از جانب او به شيرويه آورد . اين جواب شاه مخلوع ، اگرچه غرورآميز بود ، ولى با مهارت از خود دفاع كرده ، پسر را مورد ملامت قرار داده بود ، كه خيانت كرده و از معنى سؤالهاى خود نيز آگاه نيست . به اعتقاد نلدكه « 1 » ، تفصيل اين استنطاق ( اگر بتوان آن را به اين نام خواند ) ، به نحوى كه مورخان شرقى آورده‌اند ، چندان قابل قبول نيست ، بلكه مىتوان گفت ، كه اين گفتگو را چندى بعد از قتل خسرو و شيرويه يكى از رجالى نوشته است ، كه كاملا در قضايا وارد بوده ، و ميخواسته است از خسرو دفاع كند . ولى به اعتقاد من اين روايت كاملا صحيح است و نمىتوان باور نمود ، كه در چنين موضوع بىسابقه ، يعنى استنطاق پادشاه مخلوع ، يكى از نويسندگان به صرف خيال قلمفرسايى كرده باشد . بارى بنابر تواريخ عربى ، خسرو با رخصت شيرويه بدست مهرهرمزد مقتول ( و اين همان است كه در كتاب گمنام گويدى بنام نيوهرمزد موسوم است ) و شيرويه برادران خود را ، كه 17 تن بودند ، بتحريك شمطا و ساير بزرگان هلاك كرد . اما با وجود اين مؤلفان شرقى ، كه مأخذشان كتب پهلوى بود ، با كتاب

--> ثعالبى ، دينورى ، صاحب نهايه و غيره هم با هم اختلافاتى اين مطلب را آورده‌اند . مطلب مذكور باغلب احتمالات از كتاب تاج‌نامگ گرفته شده ، كه تفاصيل بسيارى راجع به مدت حبس خسرو پرويز و روابطى ، كه با شيرويه پسرش داشته ، حاوى بوده است . ر ك گابريلى ، رساله ابن المقفع ( مجله ايتاليائى مطالعات شرقى ، 13 ) ص 212 و 16 - 215 و يادداشت 1 ص 216 . ( 1 ) - طبرى ، ص 363 ، يادداشت 1 .