آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
637
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
را به جانب او دراز كرد و « اين طرزى است كه مشركين هنگام پذيرايى و احترام معمول ميدارند » . آنگاه خندان به او گفت : « شاد باش من نيز عيسوى هستم . . . » « 1 » . از روى اين روايت معلوم مىشود ، كه در ميان اشراف « ظرافت و نزاكتى » شبيه رسوم قرن هيجدهم اروپا متداول بوده است . اما در ستبذ گابريل ، كه يعقوبىمذهب بود ، براى پامال كردن اين نسطورى متعصب تدبيرى نمود ، و او را متهم بانكار دين زردشتى كرد ، و چندان كوشيد ، كه شاه او را محكوم و مصلوب فرمود . نسطوريان هم در ميان خود اختلاف نظر بسيار داشتند . با بهائى كبير « 2 » ، كه از روحانيون بزرگى جبل ايزلا « 3 » در شمال نصيبين بود و در مذهب نسطورى قدمى راسخ و تعصبى سرشار داشت ، با بهائى صغير را تكفير كرد . اين با بهائى نيز از كشيشان محترم عيسوى بشمار مىرفت . در كتاب گمنام گويدى « 4 » اين عبارت در حق آنان آمده است : « ما سخن كوتاه مىكنيم ، زيرا كه اعمال آنان درخشانتر از خورشيد بود ، و بسى از مؤلفات آنان گواهى مىدهد ، كه داراى ايمان پاك بودهاند . » پس از وفات گابريل ، يزدين ، واستريوشان سالار ؛ كه چند بار نام او را بردهايم ، از عيسويانى بود ، كه بعد از شيرين ، در حضور پادشاه مقربتر از همه محسوب مىشد . وى مذهب نسطورى داشت ، و سعى بليغ ميكرد ، كه فرقه خود را يارى كند و اجازه بگيرد ، كه نسطوريان جاثليقى انتخاب نمايند ، اما كوشش او در حضور پادشاه بجايى نرسيد و ظاهرا علت آن مخالفت محبوبه
--> ( 1 ) - هوفمان ، ص 100 - 94 . ( 2 ) - Lzla ( 3 ) - Babhai ( 4 ) - Guidi