آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

61

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

روان مجذوب مؤمن مىباشد ، سپس جمع روانهاى مجذوب را گويند ، يعنى جمعيتى كه داراى يك آيين نيايش مشترك است ، يا بعبارت ديگر امت زردشتى ، و منشاء مفهوم كلى كلمه دين در متون ايرانى وسطى نيز از همين جاست . در گاثاها جهان نيك و جهان بد در برابر هم قرار دارند و همچنانكه هر چه از جهان نيك است در مفهوم كلىاش و با صفت اشون « 1 » مشخص و متمايز مىشود ، عالم شر نيز با اصطلاح مؤنث دروج ( دروغ ) بيان مىشود ، كه معناى آن « ويران كردن نظم نيك با حيله و تزوير و نادرستى » مىباشد . دروغ گاهى به صورت عفريته‌اى تجسم مىيابد و صفت آن درغونت « 2 » مىباشد . از جمله قواى شرائشم « 3 » ( خشم ) فعالترين آنهاست ، ولى اين ديو ، كه مردمان و جانوران را آزرده و ميكشد ، در گاثاها مانند قسمت جديد اوستا دشمن بخصوص سروش نيست . معذلك حالت موازات قاطع و دقيق بين دو عالم خير و شر ، كه از مشخصات متون اوستاى جديد است ، در كاثاها نيز اندك‌اندك ظاهر مىشود . مثلا چنان كه دروج در برابراش قرار دارد . اك‌منه ( آك‌منش ، انديشه بد ) مقابل و هومنه قرار گرفته است و اك‌مينيو يا ائرمينيه ( خرد شرير ، اهريمن ) دشمن سپنت‌مينيو ( خرد توانا ) مىباشد . در اثر كوشش اين دو گوهر يا دو خرد اصلى ، كه برادران توأمند ، مخاصمه و رقابت در جهان آغاز شده است . دين زردشت يكتاپرستى ناقص است : در اين دين ايزدان بسيار وجود دارند ولى ميتوان گفت ، كه همه آنها تجليات ذات مزداه و در عين حال مجريان اراده اويند ، كه يگانه « خواست خدايى » است . ثنويت و دوگانگى اين دين يك امر ظاهرى بيش نيست ، چه نبرد بين دو گوهر نيك و بد ( دو اصل جهانى ) به پيروزى گوهر نيك پايان خواهد يافت . در اين نبرد عظيم انسان نيز تكليفى خاص دارد ، زيرا كه با ايمان پاك و كوشش در راه پيشرفت حقايق مذهبى و اخلاق و بالاخره سعى در خدمت بقواى

--> ( 1 ) - ashavan ( 2 ) - dreghvant ( 3 ) - Aeshma