آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
602
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
خود چنين فرمايد » . خسرو گفت : « بسيار خوب هم خود را نجات دادى هم ديگرى را . » اين قصه را ، كه الهمدانى « 1 » و ثعالبى « 2 » روايت كردهاند ، پيش از آنها خالد الفياض « 3 » شاعر عرب ( متوفى در حدود 718 ميلادى ) آن را بنظم آورده است ، و در اروپاى شمالى هم باشكال مختلف روايت شده است ؛ مشهورترين آنها قصه ملكه تيردانبود « 4 » است ، كه به همين طريق شوهر خود گرم « 5 » پادشاه دانمارك را از مرگ فرزندش كنود دانيت « 6 » مستحضر مىكند . در برابر غار نزديك چشمهء بزرگ ، مجسمهء از خسروپرويز قرار داشته است . در قرن دهم ميلادى مسعر بن المهلهل آن را در همان مكان ديده است « 7 » . بعد آن مجسمه در درياچه ، كه نزديك كوه است ، افتاده ، و در قرن نوزدهم تنه آن را بدون پا از آب بيرون كشيده ، در بالاى سد نصب كردهاند . اگرچه اين پيكر را آب ضايع كرده و وحشيگرى روستاييان آسيب بسيار به آن وارد آورده ، ولى هنوز هيئت شاهنشاه را نشان ميدهد ، كه ايستاده و دستها بر قبضه شمشير نهاده است « 8 » . در كنار اين پيكر يك جفت سر ستون ديده مىشود ، كه در يك سمت آنها تصوير خسرو دوم را بواسطه شكل تاجش ميتوان تشخيص داد ، و در سمت ديگر تصوير الاهه نقر شده . كه در دست راست حلقه يا تاج گلى گرفته و در دست چپ شاخه سدرى . يك جفت سر ستون ديگر ، كه به همين قسم حجارى شده ، در قريه بيستون در پاى سنگ نبشته داريوش موجود است ، و يك جفت ديگر سابقا در
--> ( 1 ) - هرتسفلد ، دروازه ، ص 83 . ( 2 ) - ص 4 - 703 . ( 3 ) - متوفى در حدود سال 718 ميلادى ؛ ر ك برون ، مجله پادشاهى ، 1899 ، ص 58 . ( 4 ) - Danebod ( 5 ) - Gorm ( 6 ) - Knud Daneast ( 7 ) - عبارت ياقوت ، كه هرتسفلد در ص 82 دروازه آسيا نقل كرده است . ( 8 ) - دروازه ، تصوير 52 ، و ص 100 و ما بعد .