آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
581
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
مشهور بشمار ميآمده ، بلكه در خصال مردانه و اطوار شايسته داراى مقامى عالى بوده است « 1 » . موبدان چندان از بازگشت خسرو ، كه در سال 581 اتفاق افتاد « 2 » ، شادمان نشدند ، زيرا كه اين پادشاه از روم اين ارمغان را همراه داشت ، كه نسبت باوهام و خرافات نصارى ميلى حاصل كرده بود ، و مويد او در اين عقايد زنى عيسوى شيرين نام بود ، كه سوگلى حرم او گرديد . با وجود اين كاميابى ، خطرى ، كه از جانب بزرگان خسرو را تهديد ميكرد ، هنوز مرتفع نشده بود . شاه آن دو شخص را ، كه در استرداد تاج و تخت بيش از همه به او يارى كرده بودند ، يعنى وندوى و وستهم را ، مورد خشم خويش قرار داد . در آغاز بپاداش اين ياورى درجات عاليه به آنان وعده داده بود . بنابر قول مورخان شرق خسرو وستهم را بفرمانفرمايى شكل 42 - سكه خسرو دوم ( مجموعه مؤلف ) خراسان و بلاد مجاور آن نصب كرد ، ولى از خاطر نميبرد ، كه وستهم و برادرش بر پدرش هرمزد شوريدهاند ، و بيم داشت كه عمل آنان در آتيه سرمشق ديگران شود . پس ببهانهء وندوى را هلاك كرد ، لكن وستهم ، كه از سرنوشت برادر عبرت گرفته بود ، سر بطغيان برافراشت ، و به وهرام چوبين تأسى كرده ، تاج بر سر نهاد ، و به يارى افواج ديلمى و جنگجويانى ، كه در سپاه وهرام چوبين خدمت كرده بودند ، مدت ده سال پايدارى كرد ، و در سلطنت خراسان باقى ماند . چنان كه از سكههاى
--> ( 1 ) - مقايسه شود با خاتمه اين كتاب . ( 2 ) - هينگينس ، جنگ قيصر موريكيوس با ايرانيان ، فصل 3 .