آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

571

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

مردمان و يكى از بزرگترين متفكران آن قرنى است ، كه پس از آن دولت ساسانى منهدم و منقرض گرديد . ما دين زردشتى را از دو طريق مختلف ميشناسيم ، يكى از راه اوستاى فعلى و كتب دينى پهلوى ، كه بعد از ساسانيان برشته تحرير آمده است ، ديگر از راه كتب اجانب ، كه راجع به اين شريعت در زمان ساسانيان مطالبى نوشته‌اند . اين دو طريق با هم تفاوت‌هايى دارند ، ولى از مطالب مذكور سبب اختلاف آنان را درمييابيم « 1 » . شريعت زردشتى ، كه در زمان ساسانيان دين رسمى كشور محسوب ميشد ، مبتنى بر اصولى بود ، كه در پايان اين عهد به كلى ميان‌تهى و بىمغز شده بود . انحطاط قطعى و ناگزير بود . هنگامى كه غلبه اسلام دولت ساسانى را ، كه پشتيبان روحانيان بود ، واژگون كرد ، روحانيون دريافتند ، كه بايد كوشش فوق العاده براى حفظ شريعت خود از انحلال تام بنمايند . اين كوشش صورت گرفت . عقيده بزروان و اساطير كودكانه را ، كه به آن تعلق داشت ، دور انداختند و آيين مزديسنى را ، بدون شايبه زروان‌پرستى ، مجدا سنت قرار دادند . در نتيجه قصصى كه راجع بتكوين جهان در ميان بود ، تبديل يافت . پرستش خورشيد را ملغى كردند ، تا توحيد شريعت اوهرمزدى بهتر نمايان باشد ، مقام ميثر ( مهر ) را طورى قرار دادند ، كه موافق با مهريشت عتيق باشد . بسى از روايات دينى را يا به كلى حذف كردند يا تغيير دادند و بخش‌هايى از اوستاى ساسانى و تفاسير آن را ، كه آلوده بافكار زروانيه شده بود ، در طاق نيسان نهادند ، يا از ميان بردند . اين نكته قابل توجه است كه يشت‌هاى مربوط بتكوين كه خلاصه آن‌ها در دينكرد باقى مانده ، بقدرى تحليل رفته است ، كه چند سطرى بيش نيست ، و از آن هم چيزى مفهوم نميشود . همه اين تغييرات در قرون تاريك بعد از انقراض ساسانيان واقع شده است . در هيچيك از كتب پارسى اشاره بدين اصلاحات نرفته است . اين شريعت اصلاح‌شده زردشتى را چنان وانمود كرده‌اند ، كه همان شريعتى است ، كه در همه ازمنه سابق برقرار بوده است .

--> ( 1 ) - ر ك بالاتر ص 163 و ما بعد .