آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

560

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

افزوده ، و تا حدى مدعى تفوق فلسفه بر دين شده ، ميتوانيم چنين نتيجه بگيريم ، كه انوشروان ببعضى از افكار فلاسفه ، كه چندان بمذاق موبدان خوش نمىآمده ، توجه داشته است . آگاثياس صريحا اين مطلب را تصديق كرده ، ولى چنان كه شيوه يونانيانى است ، كه نسبت بپادشاهان خارجى سخن ميرانند اين مسئله را با تحقير غرورآميزى بيان نموده است : اين مورخ در انوشروان غير از صفات جنگجويى و لشكرآرايى چيزى را نمىپسنديده ، و بر آن است كه چنين پادشاهى ، كه همه اوقات را صرف مسائل سياسى و نظامى مىكرده ، هرگز نميتوانسته است در ظرايف ادبى و معانى رقيقه يونان و روم خوض و استفاده كند ، خاصه كه وسيله استفاده او ترجمه كتب يونانى بوده بزبانى ، كه بعقيده او « فوق العاده فقير و خشك » بوده است « 1 » . اورانيوس « 2 » طبيب و حكيم سريانى معلم فلسفه انوشروان بوده ، و آگاثياس اين مرد را جاهلى سترك و شيادى بزرگ ناميده ، او را در وقاحت و سخافت شبيه نرسيتس « 3 » ، كه در ايلياس هميروس مذكور است ، ميداند و گويد انوشيروان موبدان را جمع مىكرد ، تا در تكوين جهان و نظاير آن معنى بحث كنند ، مثلا : آيا عالم نامتناهى و ابدى است ، آيا جهان را علتى يگانه است و مانند اينها « 4 » . از قيودى ، كه براى ساير مذاهب غير نصارى در كشور روم قائل شده بودند ، ميتوان قياس كرد ، كه دربار ايران نسبت بآزادى مذاهب داراى چه عقيده و مقام عالى بوده است . در نتيجه تعطيل مدرسهء فلسفه آتن ، كه در 529 افتاد ، و تعدياتى كه بحكما كردند ، هفت تن از فيلسوفان يونان به تيسفون پناه آوردند ، و مورد عنايت تام و پذيرايى خاص شاهنشاه شدند . نام آنان از اينقرار است : دمسقيوس « 5 » سوريابى ، سنيلبقيوس

--> ( 1 ) - آگاثياس ، كتاب دوم ، بند 28 . اين مورخ گويد : جمعى مدعى هستند ، كه خسرو تصنيفات ارسطو و افلاطون را بسيار دوست ميداشته . ( 2 ) - Uranios ( 3 ) - Thersites ( 4 ) - ايضا ، كتاب 2 ، بند 29 . ( 5 ) - Damascrns