آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
553
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
درستبذ يا ايران درستبذ « 1 » ظاهرا رئيس كل پزشكان ( جسمانى ) كشور بوده است . لكن رئيس همه اطباء را اعم از پزشكان بدن و پزشكان روح زرثشتروتوم « 2 » ميخواندهاند ، و اين لقب بلا شك عنوان موبدان موبد بوده است « 3 » . در اين كتاب نكاتى ، كه راجع بانواع رنجورىها ذكر شده ، حاوى اطلاعات عميقى نيست . ميان مرض جسمانى و اخلاق ذميمه علاقه و پيوندى قائل شدهاند ، مثلا جهل ، مكر ، خشم ، غرور ، كبر ، و شهوترانى ، و غيره را از علل رنجورى شمردهاند ، همچنانكه علل جسمانى را مثل سردى ، و خشكى ، و تعفن ، و فساد ، و جوع ، و عطش ، و پيرى ، و رنج را نيز از اسباب مرض دانستهاند « 4 » . مؤلف آن نسخه عده امراض انسان را 4333 گفته و براى مثال اسم چند مرض را ، كه در اوستا مذكور شده ، بقلم آورده است ، ولى گويا براى او هم حقيقت اين ناخوشيها همانقدر مبهم و مجهول بوده ، كه امروز براى ما هست . فهم قسمت اخير اين كتاب ، يعنى باب تداوى ، بسيار دشوار است . در اينجا نيز فكر تاريك و انشاء ناروان مؤلف موجب ابهام مطلب شده است ، بعلاوه فهميدن بسيارى از اصطلاحات فنى آن نيز امروزه براى ما كم و بيش دشوار است . بر طبق اصول طب يونانى ، استعداد هر بدن به نسبت درجات طبايع چهارگانه برودت ، حرارت ، رطوبت ، يبوست مختلف ميگردد . اما ايرانيان اين قاعدهء يونانى را باقسام گوناگون تحريف كردهاند ، تا با اصول ديانت زردشتى ، كه علت همه امراض و معايب را تأثير ارواح خبيثه ميداند ، مطابق آيد . سردى و خنكى ، كه از اين علت پديد ميآيد ، بزعم آنان دو مرض بود ، كه بايستى بدن را از آن نگاهدارند . كيفيت احوال خون را مربوط بقوه حياتى آن ميدانستند ، اگر خون واجد نيروى حياتى بود ، طبيب حاذق ميتوانست دواهاى مفيد بدهد و مريض را بهبودى بخشد . تركيب
--> ( 1 ) - فقره 6 ، 16 ، 38 ، بالاتر ص 49 را ببينيد . ( 2 ) - Zarathushtrotum ( 3 ) - ايضا ، 42 - 41 . ( 4 ) - ايضا ، فقره 15 ، مقايسه شود با دارمستتر ، زند اوستا ، ج 1 ، ص 31 .