آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

528

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

حكايت مىكند ، كه چگونه يوانويه « 1 » ، كه يكى از اشراف بزرگ بود ، روزى نامه بحضور وهرام پنجم برد ، و چنان از شكوه و جلال او خيره شد ، كه سجده كردن را فراموش نمود ، لكن شاه علت حيرت او را دريافته ، چشم پوشيد « 2 » . قاعدتا پشتيگبان سالار يا يكى ديگر از افسران ارشد ، كه نگاهبان درگاه بودند ، بشاه خبر ميدادند ، كه فلان تقاضاى شرفيابى دارد . بعد از رخصت ، آن مرد وارد ميشد و دستار سفيد و پاكى از آستين بيرون كشيده پيش دهان ميگرفت . اين دستمال را پذام ( بلغت اوستايى پىتىدان « 3 » ) ميگفتند و در مقابل اشياء و عناصر مقدسه و غيره به دهان ميگرفتند ، تا نفس موجب پليدى آن شيئى يا عنصر ( در اينمورد فرشاهى ) نشود . بارى پس از اين اقدام ، آن شخص نزديك مىشد ، و در برابر شاه به خاك مىافتاد و در آن حالت مىماند ، تا شاه او را اجازه برخاستن دهد ، پس « با كمال احترام با دست سلام مىداد » « 4 » . چون شاه اجازه سخن گفتن عطا مىكرد ، آن شخص يك جمله معمولى ادا مينمود ، كه دعاى سعادت پادشاه بود و معهودترين اين كلامها « انوشگ بويذ » « 5 » بود يعنى « جاويدان باشيد » يا « اوكامك رسى » « بكام برسى « 6 » .

--> ( 1 ) - Yuvanoe ( 2 ) - طبرى ، ص 859 ، نلدكه ، ص 93 - 92 . ( 3 ) - paitidana ( 4 ) - ظاهر ، همانطور كه ما در نقوش برجسته ساسانى ميبينيم ، در حالى كه انگشت سبابه دست راست را بجلو دراز ميكرد . اين تشريفات نزد طبرى در يك مورد بخصوص ذكر شده است ( ص 1048 ، نلدكه ، ص 366 و ما بعد ) ، و آن هنگاميست ، كه فرستاده شيروى نزد خسرو پرويز مخلوع ميرود ، تا به او پيامى از شاهنشاه جديد برساند . چون خسرو دوم دربند شد . يكى از رؤساى گارد سمت خرم‌باش را به عهده گرفت . بنابراين با خسرو در زندان رفتارى شايسته شاهان كرده‌اند . نلدكه ، همانجا ، يادداشت 3 . ( 5 ) - Anoshagh bavedh ( 6 ) - كارنامگ ، بخش 9 ، پاره 12 و بخش 10 ، پاره 7 .