آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

525

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

بىاختيار به زانو درميآمدند . چون پادشاه پس از بار از تخت برميخاست ميرفت ، تاج همچنان آويخته مىماند و آن را با جامه زربفت مستور ميكردند ، كه از غبار محفوظ بماند . بلعمى گويد ، كه اين رسم را خسرو اول معمول كرد ، و در زمان او و اخلافش برقرار ماند « 1 » . حلقه كه زنجير تاج را بسقف مىبست ، تا سال 1812 برجاى بود « 2 » ، و در آنوقت آن را برداشتند . جمال و جلال شاهنشاه شكوه و عظمتى عالى داشت . ژان‌كريز وستوم « 3 » در وصف يكى از پادشاهان ايران در قرن چهارم ميلادى از روى بىاحترامى گويد : « ريشى زرنگار دارد و خود را شبيه موجودى عجيب ساخته است » « 4 » . تئوفيلاكتوس وصف هرمزد چهارم جانشين انوشيروان را ، كه با جامه‌هاى گرانبها بر تخت نشست ، چنين آورده است : تاج زرين مرصع بجواهر بر سر داشت ، پرتو زبرجدهاى آن ، كه از مرواريد غلطان محصور بود ، چشم را خيره ميكرد ، و گوهرهايى ، كه بر موى او قرار داشت ، نور مواج خود را با شعاع حيرت‌بخش زمردها چنان آميخته بود ، كه چشم بيننده از فرط حيرت و شگفتى تقريبا از ديدار عاجز ميماند . شاهنشاه شلوارى زربفت پوشيده بود ، كه آن را با دست گلابتون‌دوزى كرده بودند و بهايى گزاف داشت ، بطور كلى جامه او ، تا حدى كه شكوه سلطنت و ميل خونمايى اقتضا مىكرد ، داراى بهاء و جلال بود » « 5 » . اين وصفى ، كه از جلوس هرمزد كرده‌اند ، ممكن است به زمان خسرو اول نيز راجع شود . حمزه از روى كتابى كه مشتمل بر تصاوير شاهنشاهان ساسانى بوده « 6 » ، انوشيروان را چنين وصف كرده است « 7 » : « قبائى سفيد زربفت ( يا منقوش ) بالوان گوناگون در بر ، و شلوارى آسمانى رنگ در

--> ( 1 ) - طبرى ، ص 946 ، نلدكه ، ص 222 - 221 ؛ ثعالبى ، ص 700 ؛ بلعمى ترجمه زنتبرگ ، ج 2 ، ص 6 - 205 . ( 2 ) - يوستى ، تاريخ ايران قديم ، ص 210 . ( 3 ) - Jean . Chrysostome ( 4 ) - ر ك نلدكه ، طبرى ، ص 453 . ( 5 ) - تئوفيلاكوس كتاب 4 ، بند 3 . ( 6 ) - ر ك بالاتر ، ص 86 - 85 . ( 7 ) - گوتوالد ، ص 57 ، ترجمه ، ص 42 .