آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
51
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
نام افتاد . اين دو پادشاه بمنازعه برخاستند و هر يك در ايجاد كوچنشينهاى جديد يونانى سعى بليغ نمودند ، ولى معذلك در اينوقت تمدنهاى بومى از نو شروع به پيشرفت مىكند و اثرات آن در اين دوره محسوس است . مثلا سكههاى يونانى و بلخى ، كه دمتريوس ضرب كرده ، در يك جانب داراى خطوط هندى موسوم بالفباى آريانى است ، كه از آرامى گرفته شده است و اقراطيدس مسكوكى رواج داد ، كه واحد آن يك واحد شرق ايران است . در اين هنگام دولتهاى كوچك يونانى در دره كابل و پيشاور و غيره تأسيس يافته بود . اندكى بعد دولتهاى دره كابل و هندوستان مجتمع شده ، دولتى بزرگ تشكيل دادند و در اواخر قرن دوم و اوايل قرن اول قبل از ميلاد مناندر « 1 » مشهور ، كه هنديان او را ميليندا « 2 » خوانند ، بر آن سلطنت ميكرد اين شهريار چون در هندوستان بتسخير ممالكى چند كامياب شد ، دين بودا گرفت و در ميان پيروان آن آيين شهرتى عظيم يافت . در اين زمان مهاجرتهاى بزرگ اقوام آسياى مركزى شروع شده بود « 3 » در نتيجه تاختوتاز قبايل هون ، كه از اقوام ترك بودند و خونشان با خون مغولى و چينى آميخته بود ، در ولايت كانسوى چين در نيمه اول قرن دوم قبل از ميلاد ابتدا اقوامى ، كه باصطلاح چينيان يوهچى « 4 » و وسون « 5 » نام دارند ، بجنبش درآمدند ، بعد ساير طوايف هم شروع به حركت كردند . پس از چند سال گروهى عظيم از قوم يوهچى كه « يوهچى كبير » نام دارند ، در نواحى جيحون ساكن شدند و ما در اين هنگام به نام نژادى تخار يا توغر در اين ناحيه برخورد ميكنيم . نكته مشكوك اين است كه آيا يوهچى و تخار قوم واحد بودهاند ، يا يوهچيان پس از تسلط بر طايفه تخار بنام آنان خوانده شدهاند ، يا يوهچى لقب طبقه سلطنتى تخارها بوده است . قسمتى از اين
--> ( 1 ) - Menandre ( 2 ) - Milinda ( 3 ) - ر ك تحقيقات جديد هرتسفلد ، گزارش باستان ، ج 4 ، ص 13 و ما بعد . ( 4 ) - Yuetchi ( 5 ) - Wusun