آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
498
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
چگونه است « 1 » و جايى آفت آسمانى رسيده است يا نه و همچنين احوال مراعى و شكارگاهها بپرسد ، اما در نهان غلام را گفت در آذربايجان حال آن پيرزن پرسد و او را خبر دهد . غلام حالها را معلوم كرد و بدرگاه نوشيروان آمد و احوال باز گفت . نوشيروان را تحقيق شد ، كه پيرزن راست گفته است . روز ديگر بارداد و چون بزرگان حاضر شدند ، روى بدان بزرگان كرد و گفت والى آذربايجان را چه مقدار دستگاه باشد ؟ گفتند دو بار هزار هزار دينار ، كه او را بدان حاجت نيست . گفت از متاع و تجمل ؟ گفتند سيصد هزار دينار ، زرينه و سيمينه . گفت از جواهر ؟ گفتند پانصد هزار هزار دينار گفت ملك و مستقل و ضياع « 2 » ؟ بگفتند در خراسان و عراق و آذربايجان در هيچ ناحيت و شهرى نيست كه او را آنجا ده پاره و هفت پاره ملك و ده و آسياب و كاروانسرا و گرمابه و مستقل نيست . گفت چهارپاى ؟ گفتند سى هزار گفت بنده درم خريده ؟ گفتند هزار و و هفتصد غلام رومى و حبشى درم خريده دارد و چهارصد كنيزك دارد « 3 » . گفت اكنون كسى كه چندين نعمت دارد و هر روز از بيست گونه طعام و بره و حلوا و قليه چرب و شيرين خورد و ضعيفى ديگر كه از پرستنده خداى تعالى بوده باشد ، و در همه عالم دو نان داشته باشد ، اين كس بناحق دو نان خشك از او بستاند و او را محروم گرداند بر او چه واجب آيد ؟ همه گفتند اين كس مستوجب همه عقوبت بود و هر بدى كه با او كنند سزاوار است . نوشيروان گفت پس اكنون بخواهم كه پوست او را بكنند و گوشت او را بسگان دهند و پوست را پر كاه كنند و بر در سرا بياويزند و هفت روز منادى كنند كه هر كه بعد از اين ستم كند با او همان كنند ، كه با اين كردند . مسعودى حكايت ديگرى از انوشيروان ذكر كرده است « 4 » ، كه با داستان
--> ( 1 ) - بدون تعيين خراج . ( 2 ) - يكى از شواهدى ، كه املاك بزرگان در سرتاسر مملكت پراكنده بود . ( 3 ) - لازم بتذكر نيست كه اين اعداد ارزش تاريخى دقيق ندارند . ولى تا اندازهاى ما را به وضع و قدرت مادى بزرگان ايران آشنا ميسازد . ( 4 ) - مروج : ج 2 ، ص 197 و ما بعد . نلدكه ، طبرى ، ص 251 ، يادداشت 1 .