آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

495

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

طرف را مالك اراضى سابق خود شناخت . آزادى تجارت بين ايران و بيزانس تأمين يافت . عيسويان در كيش خود آزادى يافتند ، لكن مقرر گرديد ، كه پيروان هر دو ديانت كسى را بدين خويش دعوت نكنند . پس از ختم جنگ روم ، ( در بين سالهاى 561 - 558 ) « 1 » ، كسرى دولت هفتاليان را ، كه در اثر حملهء يك قبيلهء ترك بسردارى سين‌جيبو « 2 » ( سيلزيبول ) « 3 » متزلزل شده بود ، برانداخت . رود جيحون سرحد بين ايران و سرزمين خاقان ترك شناخته شد . اين خاقان به زودى براى ايران دشمنى خطرناك‌تر از پادشاه هفتاليان گرديد . بعضى از قبايل ترك حتى در قفقاز نمودار شدند و كسرى براى اينكه از حملات آنان جلوگيرى كند ، بر استحكامات قلعهء دربند افزود . در قسمت جنوب ، كسرى قدرت خود را بر يمن بسط داد . اين مملكت در آن زمان در دست حبشيان بود . و هريز ، كه يكى از سرداران كسرى بود ، با اعراب همدست شد و در سال 570 حبشىها را خارج كرد و از جانب شاهنشاه بحكومت آن كشور منصوب گرديد « 4 » « 5 » .

--> ( 1 ) - بنابر تحقيقات اشتاين ( در همانجا ) . ( 2 ) - Sindjibu ( 3 ) - Silzibul ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 64 و 216 ؛ شدر ، ايرانيكا ( رسالات انجمن علوم گوتينگن 1934 ) ، ص 38 و ما بعد . ( 4 ) - بعضى مصنفان شرقى نوشته‌اند ، كه خسرو اول بجنگ « پادشاه هند » لشگر كشيد و آن پادشاه از در اطاعت درآمد و « نواحى مجاور عمان ( ! ) را كه در زمان بهرام گور بايران داده شده بود » ، بدون جنگ ، دوباره مسترد داشت . ( بلعمى ، 2 ، ص 221 ) ، طبق مسعودى ( مروج ، ج 2 ، ص 200 ) « سلاطين هند و سند و تمام ممالك شمالى و جنوبى با پادشاه ايران عقد صلح نمودند . » ( 5 ) - پس از مرگ وهريز ، خسرو حكومت يمن را بيكى از اسواران موسوم به زين يا وين داد ( ص 329 ، يادداشت 3 ) . هرمزد چهارم او را معزول كرد و بجايش مزوران نامى را تعيين نمود . پسر مروزان خوره خسرو با اجازه خسرو دوم جانشين پدر شد ، و سلسله حكمرانان ايرانى يمن به او ختم شد . ( طبرى ، ص 987 و 40 - 1039 ، نلدكه ، ص 264 و 51 - 349 ) .