آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
482
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
در سال 351 كواذ رنجور شد و بنابر رأى ماهبوذ آخرين وصاياى خود را راجع بوليعهدى خسرو اول بنگارش درآورد ماهبوذ وصيتنامه را ترتيب داد و كواذ آن را مهر كرده ، و به او سپرد « 1 » . كمى بعد از اين كار كواذ ، كه تحقيقا يكى از بزرگترين شاهنشاهان ساسانى است ، بدرود حيات گفت ، كاوس ، شاهزاده مزدكى ، كه در جبال پذشخوارگر مقامى منيع و مستحكم داشت ، بدعوى سلطنت پرداخت ، ولى ماهبوذ وصيتنامه كواذ را ، در انجمن بزرگان ، كه على الرسم بايستى نسبت بجانشينى پادشاه راى بدهند ، بيرون آورده ، دعاوى كاوس را باطل كرد . همه حضار با ماهبوذ در اين نكته هم راى شدند ، كه اراده پادشاه متوفى حكم قانون دارد « 2 » ، زيرا كه همه مىدانستند ، خسرو در مقابل شورشيان و هرج و مرج خواهان سياستى استوار پيش خواهد گرفت . در اين مورد كار موبدان موبد منحصر به اين شد ، كه وصيتنامه پادشاه متوفى را گشوده ، در حضور خسرو قرائت كند « 3 » . چنين پيداست ، كه كاوس بر برادر شوريده و متوسل به تيغ و تير شده ، ولى توفيق نيافته است . در هر حال اندكى بعد از جلوس خسرو كاوس
--> ( 1 ) - پروكوپ ، طبرى . ( 2 ) - پروكوپ ، نهايه . ( 3 ) - نهايه ، ص 227 . و نيز ر ك به قسمتى از تجارب الامم ابن مسكويه ، كه مينوى در مقدمه نامه تنسر نقل كرده است و ظاهرا مربوط بدورهايست ، كه با سلطنت قباد اول شروع مىشود ، هر چند در آنجا به اردشير اول نسبت داده شده و عبارت عهد اردشير ، كه در تجارب الامم منقول است ، اين بوده ، كه پادشاه « كسى را بولايت عهد پس از خود بگزيند و نام او را در چهار صحيفه بنگارد و بسته مهر كند و پيش چهار تن از برگزيدگان اهل مملكت گذارد . . . و چون شاه درگذرد آن نامهها كه نزد آن چهار نفر است با نبشتهاى كه نزد خود شاه است ، گرد آورند و مهر همه را بشكنند و نام كسى كه در همهء آنها نوشته شده است ، آشكار كنند مينوى ، ص پنج ، يادداشت 1 . فرق بين اين رسم و آنچه كه در نامه تنسر بيان شده و معمول دوره قبل از قباد بوده است ، قابل تأمل است . ر ك به ص 288 - 287 كتاب حاضر .