آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

480

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

عظيم از آن طايفه را دعوت و جلب كردند ، تا در مجلس مباحثه رسمى حاضر باشند . كواذ شخصا مجلس را اداره ميكرد « 1 » « 2 » ، اما خسرو كه بولايت عهد معين شده بود و حقوق خود را دستخوش توطئه و دسته‌بندى مزدكيان و كاوس ميديد ، تمام همت و همگى جهد خود را مصروف داشت ، تا كار طورى بپايان رسد ، كه ضربتى هولناك و قطعى بفرقه مزدكى وارد آيد . پس چند تن از مجادلين و مباحثين كار افتاده و آزموده را از ميان موبدان پيش آورد . نام آنان از اينقرار است : پسر ماهداذ ، ويه شاهپور ، داذهرمزد ، آذرفروغ‌بغ ، آذربذ ، آذرمهر ، بخت‌آفريد « 3 » . موبدان موبد ، گلونازس « 4 » و بازانس « 5 » اسقف مسيحيان ايران ، كه در اين پيش‌آمد با زردشتيان همداستان شده بودند ، در انجمن حضور داشتند . بازانس مورد توجه خاص كواذ بود ، زيرا كه از طبابت سررشته داشت . طبعا مدافعين كيش مزدكى مجاب و مغلوب شدند و در اين اثنا افواج مسلحى ، كه پاسبان ميدان مخصوص مزدكيان بودند ، تيغ در كف بر سر آن طايفه ريختند . اندرزگر ( كه ظاهرا خود مزدك بود ) به هلاكت رسيد « 6 » . عده حقيقى مزدكيان ، كه در اين دام مقتول شدند ، معلوم نيست . اعدادى

--> ( 1 ) - ملالاس و تئوفانس ؛ در اينجا شهادت تيموته ايرانى قاطع است و معلوم مىشود ، كه خوذاى نامگ بغلط تاريخ قتل‌عام مزدكيان را در زمان خسرو اول ميداند . افسانه مزدك در واقع در اينمورد بحقيقت نزديكتر است ، تا مندرجات تاريخ نيمه رسمى آن زمان . ( 2 ) - مالالاس و تئوفانس از فعاليت خسرو ذكرى نكرده‌اند ، ولى در وهمن‌يشت اين مطلب هست ( 1 ر 8 - 6 ) . ( 3 ) - وهمن‌يشت ، مقايسه شود با شاهنامه فردوسى ، ر ك « سلطنت كواذ اول » ، ص 52 . و به شاهپور هرنه‌نيو شاهپوهر ، بيلى ، بولتن شرقى ، ج 9 ، ص 232 . ( 4 ) - Glonazes ( 5 ) - Bazanes شكل ايرانى اسامى گلونازس و بازانس را نميتوان بتحقيق معلوم كرد . ( 6 ) - مالالاس ، تئوفانس ؛ خداىنامه و مزدك‌نامه ، كه نظام الملك در سياستنامه نقل كرده است . ( فصل 44 ، چاپ شفر ، فصل 45 ترجمه ) .