آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
474
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
نسبت به اين فرقه ، كه در آغاز به آن گرويده بود ، بطور وضوح آشكار مىكند . كواذ براى استوار كردن بنيان پادشاهى خسرو ، پيشنهاد صلح قطعى بامپراطور روم ژوستن « 1 » كرد و خواهش نمود ، كه خسرو را بفرزندى بپذيرد . اين رسم اخلاقا امپراطور را مجبور ميكرد ، كه هنگام لزوم فرزند خوانده خويش را ، يارى دهد و او را در مقابل مدعيان سلطنت مدد كند . اين پيشنهاد امروز به نظر ما عجيب ميآيد ، ولى چنانچه ميدانيم در اواخر قرن چهارم امپراطور روم آركاديوس براى اينكه از سلطنت جانشين خود تئودوسيوس ، كه خردسال بود ، ايمن شود ، يزدگرد اول پادشاه ايران را حامى او قرار داد . تفاوت در اين است ، كه در مورد خسرو سخن از پسر خواندگى بميان آمد « 2 » . ژوستن بنابر مشورت پروكلوس « 3 » وزير مشاور خويش ، اين پيشنهاد را پذيرفت ، به شرط آنكه رسم تبنى ( فرزندخوانى ) بموجب سند كتبى انجام نگيرد ، بلكه بوسيله سلاح عمل شود ، چنان كه در طوايف وحشى معمول است . ظاهرا مراد در اينجا طرز فرزندخوانى قبايل ژرمن ساكن اروپاست ، كه گويا چندان الزام و اجبارى در برنداشته و تكليفى وارد نمىآورده است . از آنجا كه كواذ نميتوانست ، اين شرط را بپذيرد ، گفتگوى صلح بجايى نرسيد ، زيرا كه از جمله شرايط اين بود ، كه ولايت لازيكه « 4 » ( يا كلخيز ) « 5 » بايران متعلق شود . پس مذاكرات بين دولتين معوق ماند « 6 » . ارتشتاران سالار سياوش ، كه بزرگترين مرد سياسى ايران بشمار مىآمد ، باتفاق يكى ديگر از رجال بزرگ ماهبوذ نام از دودمان سورن ، مأمور ختم گفتگوى
--> ( 1 ) - justin ( 2 ) - بالاتر ، ص 294 را ببينيد . ( 3 ) - Proclos ( 4 ) - Lazike ( 5 ) - Kolchis ( 6 ) - پروكوپيوس .