آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
472
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
كواذ سه پسر داشت كه قابل پادشاهى بودند . كاوس ارشد بود « 1 » . بعد از اضمحلال خاندان گشنسپداذ ، كه از آخر عهد اشكانيان بر ولايت پذشخوارگر « ناحيه كوهستانى پذشخوار » ( طبرستان ) تسلط داشتند « 2 » ، كواذ حكمرانى اين ولايت را بكاوس داد . و بطوريكه ماركوارت گفته است ، آن شخصى ، كه تئوفانس ذكر كرده و او را پسر كواذ موسوم به پذشخوارشاه « 3 » ميداند ، همين كاوس است « 4 » . بنابر قول تئوفانس اين كاوس پسر كواذ از مزاوجت اين پادشاه با دختر خود موسوم به سامبيكه « 5 » بوجود آمده بود ، و ماركوارت ضعف اين روايت را ثابت كرده ، چنين گويد : چون خسرو سومين فرزند كواذ ، بنابر روايت مورخان ايرانى و عرب ، در زمانى بوجود آمد ، كه كواذ در حال فرار بود و هنوز بدرگاه خاقان هفتاليان نرسيده بود « 6 » ، كاوس ممكن نيست ، از بطن خواهرزاده كواذ ، دختر خاقان باشد . پس بايد تولد كاوس را قبل از فرار كواذ دانست و ظاهرا از بطن زنى بوده ، كه در گريزاندن كواذ از زندان بذل جهد نمود و هم خواهر و هم عيال كواذ بود « 7 » . حجت ديگر هم در تأييد قول ماركوارت ميتوان اقامه كرد . بنابروايت تئوفانس ، كاوس بمذهب مانويه ( يعنى مزدكيه ) گرويده و با آن اعتقاد پرورش يافته بود ، پس نميتوان احتمال داد ، كه كواذ بعد از تجديد سلطنت بر خلاف انتظار طبقه قاهره روحانيون ، تربيت فرزند
--> ( 1 ) - پروكوپيوس ، جنگ ايران ، 1 ر 11 ر 3 ؛ ابن اسفنديار ، ظهير الدين ، ر ك « سلطنت كواذ اول » ، ص 75 و ما بعد ، ( 2 ) - نلدكه ، كارنامگ ، ص 47 ، يادداشت 2 ، و ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 130 . ( 3 ) - Phthasuarsan ( 4 ) - تئوفانس او را بغلط فرزند سوم كواذ ميداند . ( 5 ) - Sambike ( 6 ) - اين روايات داستانى را نبايد زياد مورد قبول قرار داد . ( 7 ) - ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 131 - 130 ، يادداشت 6 . هر چند داستان مكر اين زن تاريخى نيست ، ولى دليلى نداريم ، كه راجع بوجود اين خواهر و زوجه كواذ ترديد نماييم .