آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

469

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

منابع درجه اول اين عهد محسوب است ، همين روايت را دارد . بعقيده من از همين اختلاف اقوال مورخان اين نكته استنباط مىشود ، كه كواذ ، على رغم طريقهء عادى دربار ساسانى ، كه مدعيان سلطنت را ميكشتند يا كور ميكردند ، رفتار نموده و از گناه برادر درگذشته است . بنابراين ، روايت آگاثياس را بايد يك حقيقت تاريخى شمرد و كواذ در مقابل برادر مغلوب خود نمايشى از رأفت و انسانيت داده ، كه چندان عادى نبوده است . اما اينكه بعضى مورخان عرب گفته‌اند ، كه كواذ رسما عهد كرد ، كه مزدكيان را حمايت نكند « 1 » ، به هيچ وجه قابل قبول نيست ، ولى احتمال ميرود ، كه با خود مقرر داشته باشد ، كه در آينده در كار مزدكيان شرايط احتياط را مرعى دارد . اما بزرگانى ، كه در خلع كواذ همدست شده بودند ، بنابر روايت منسوب باستيليتس ، كه مبالغه‌آميز است ، بفرمان كواذ همگى عرضه هلاك شدند . ولى مسلم است ، كه اين پادشاه هرگز نميتوانسته است ، به اين سهولت و اختصار يك طبقه نيرومندى چون اشراف ايران را از ميان بردارد . روايت دينورى و ثعالبى و فردوسى ، كه گويند ، كواذ گناه آنان را به چشم اغماض نگريسته ، از سر خطاى آنان درگذشت ، محققا اقرب به صحت است . البته اين پادشاه جز رجالى را كه خصومت آنها مظنه‌ى خطرى بوده ، بسياست نرسانده است ، كنارنگ گشنسپ‌داذ كه در انجمن مشورت رأى بقتل كواذ داده بود ، بكيفر رسيد و كشته شد و مقام كنارنگى او به آذرگنداذ ، كه از خاندان او بود ، داده شد « 2 » و سياوش بپاداش خدماتى ، كه كرده بود ، بمقام نظامى « ارتيشتاران سالار » يعنى

--> ( 1 ) - دينورى ، نهايه . ( 2 ) - براى جزئياتيكه پروكوپيوس نقل كرده است ، نبايد صحت تاريخى قائل شد . مثلا اينكه گويد : كواذ اعلام نمود ، كه نخستين شخصى را ، كه پس از عبور از سرحد ايران ، احترامات لازمه را نسبت به او بجاى بياورد ، بمرتبه كنارنگ خواهد رسانيد . كواذ فراموش كرده بود ( ! ) ، كه هر يك از مقامات كشورى متعلق بيكى از خاندانهاى قديم بوده و امكان نداشته است آن را بشخصى واگذارند ، كه از آن دودمانها نباشد ؛ اما از حسن اتفاق آذرگنداذ ، كه از خانواده قديم گشنسپ‌داذ بود ، اول كسى بود كه احترامات را بجاى آورد . در واقع مقام كنارنگ ظاهرا يكى از مراتب عاليه هفتگانه بوده است ، كه باعضاء و هفت خانواده ممتاز اختصاص داشته است . ( ر ك ص 128 ، يادداشت 2 ) . بعدها خسرو اول . پس از كشتن آذرگنداذ ، مقام كنارنگ را به پسر او وهرام داد ( پروكوپيوس ، كتاب اول ، بند 23 ، فقره 22 ) .