آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

434

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

را خويذوگدس « 1 » ( در اوستا خوايت ودث ) « 2 » مىخواندند . اين رسم از قديم معمول بود ، حتى در عهد هخامنشيان « 3 » ، اگرچه معنى لفظ خوايت ودث در اوستاى موجود مصرح نيست ، ولى در نسكهاى مفقود مراد از آن بىشبهه مزاوجت با محارم بوده . در بغ‌نسك « 4 » و ورشتمان سرنك « 5 » . اشاره باجر اين عمل رفته ، مثلا اينكه مزاوجت بين برادر و خواهر بوسيله فره ايزدى روشن مىشود و ديوان را بدور ميراند . نرسى برزمهر مفسر ادعا كرده ، كه خويذوگدس معاصى كبيره را محو مىكند « 6 » . در زمان ساسانيان نه تنها در كتب معاصران مثل آگاثياس و كتاب منسوب بابن ديصان « 7 » « 8 » ذكر اين عمل رفته ، بلكه در وقايع آندوره هم شواهدى چند مىبينيم . يكى از اولياء آن عهد ارداى ويراز ، كه هفت خواهر خود را بزنى گرفته بود « 9 » ، ممكن است وجود خارجى نداشته باشد ، اما وهرام چوبين خواهر خود گرديگ ( گرديه ) را گرفت و مهران گشنسپ نيز پيش از گرويدن بكيش نصارى « بنابر عادت ناشايست و ناپاكى ، كه اين گمراهان آن را قانونى و به حق مىپندارند »

--> ( 1 ) - Khvedhvaghdas ( 2 ) - Khvaetyadatha ( 3 ) - كمبوجيه دو خواهر خود را دو عقد ازدواج داشت ، كه يكى از آنها آتسا Atossa نام داشت . داريوش خواهر خود پريساتيس Parysatis را بزنى گرفت و اردشير دوم با دو دختر خود آتسا و آمستريس Amestris و داريوش سوم با دختر خود استاتثرا Stateira ازدواج كرد . ( 4 ) - دينكرد ، كتاب نهم ، فصل 60 ، فقره 3 - 2 . ( 5 ) - ايضا كتاب نهم ، فصل 41 ، فقره 47 . ( 6 ) - شايست نى شايست ، 8 / 18 . ( 7 ) - 2 / 24 . ( 8 ) - لانگلوا ، ج 1 ، ص 83 ؛ مقايسه شود با يادداشتهاى مترجم فرانسوى آن كتاب . ( 9 ) - ارداى ويراز نامگ ، 4 / 1 .