آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

427

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

گشن يزداذ ( قديس مهابها ) را طلب كرد ، تا مراسم قربانى و غذاى مقدس را ، كه حسب المعمول بايستى رئيس خانواده در ملك خانواده انجام دهد ، بجاى آورد ، اگرچه آن رئيس صغير و نابالغ باشد ، چنان كه در اين مورد بود . اما اين گشن يزداذ دين عيسى گرفته بود ، چون عمش كه قيم او بود ، از اين نكته استحضار يافت ، خود را قانونا مالك اموال خانواده شناخت . بنابراين ميتوان قياس كرد ، كه در بعضى از ادوار عهد ساسانى برگشتن از دين رسمى مملكت ، موجب حرمان از ارث ميشده و مرتد از حق مالكيت بىنصيب و املاك او بنزديكترين خويشاوندانش ميرسيده است . در مورد فوق چنين اتفاق افتاد ، كه عم گشن يزداذ پس از چند روز وفات يافت و گشن يزداذ اموال خويش را متصرف شده در ميان فقرا تقسيم نمود « 1 » . معلوم نيست ، كه نسبت به صحت اين عمل اعتراضى شده باشد . همچنين در ميان طبقات عامه تفاوت‌هاى بارزى بود . هر يك از افراد مقامى ثابت داشت و كسى نميتوانست بحرفه مشغول شود ، مگر آنچه از جانب خدا براى آن آفريده شده بود « 2 » . در كتاب مينوگ‌ى خرذ « 3 » ، كه مؤلفش معلوم نيست ، آمده است ، كه پيشه‌وران بايد « در كارهايى كه نميدانند وارد نشوند . آنچه مربوط به پيشه آنها است ، به خوبى انجام دهند و مزد آن را بنرخ عادله بگيرند ، چه هر كس بكارى مشغول شود ، كه از آن آگاه نيست ، آن كار را ضايع و بىفايده كرده است . » ابو الفداء گويد « 4 » پادشاهان ايران هيچ كارى را از كارهاى ديوانى بمردم پست نژاد نمىسپردند . فردوسى حكايتى نقل كرده است ، كه حاكى از همين ممنوعيت عوام الناس است ، در زمانى كه انوشيروان لشگر بروم ميكشيد .

--> ( 1 ) - هوفمان ، ص 68 ببعد . ( 2 ) - نامه تنسر ، دارمستتر ، ص 215 و 520 ، مينوى ، ص 14 . ( 3 ) - فصل 32 . ( 4 ) - تاريخ پيش از اسلام چاپ فيشر Hist , an teislamicamica ed , de Fleischer ص 150 .