آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
421
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
آنان رجزخوانى و خودستايى و حمله بخصم به حدى است ، كه خواننده نميتواند تحمل كند . لكن اگر كسى بخواهد روابط حقيقى نصارا را با دين رسمى ايران از اين كتب استنباط كند ، بايد مطالبى را كه مربوط به تعصب نصارا است ، از نظر دور ندارد و غافل از عصبيت نويسندگان نباشد . بعلاوه عيسويان نه فقط از زردشتيان ، كه علما آنها را جادوگر مىخوانند ، تنفر داشتند ، بلكه از ساير كفار و بىدينان نيز گريزان و متنفر بودند . نسبت به دشمنان خود از اقسام تهمت كوتاهى نداشتند ، مخصوصا قوانين زناشويى خصم را به بدترين وجهى وانمود مىكردند . از طايفه گنوستيك هراسان و متنفر بودند . دربارهء يكى از فرقههاى گنوستپك موسوم به صدوقيان « 1 » گفتهاند كه « مردمانى شرير مثل مردم سدم هستند و سر خوك را مىپرستند » « 2 » و در باب طايفه بوربورى « 3 » كه افكار آنها شباهت تامى بصدوقيان داشته ، گفتهاند : « بسيار زشت است ، كه شريعت ناپاك اين طايفه را بسمع پاكان برسانيم » « 4 » . سابها « 5 » و ويه شهريگ « 6 » ، كه دو تن از مقدسين مسيحى بودند ، براى خراب كردن معابد غير عيسوى و تبديل آنها بصوامع نصرانى ، در همه جا گردش مىكردند « 7 » . ربولا « 8 » اسقف الرها را ستودهاند ، زيرا كه اتباع ابن ديصان و يهود و آريان و اتباع مرقيون و مانى و بوربوريان و صدوقيان بىدين را از اسقفنشينى خويش رانده است ، چه اين طوايف چنان به افسانهها و موهومات خويش على العميا اعتقاد داشتند ، كه گويى در برابر حقايق واقعند » . دربارهء اسقف مزبور نوشتهاند ، كه « جمعيت آن فرقهها را
--> ( 1 ) - Sadguceens ( 2 ) - هوفمان ، ص 76 . ( 3 ) - Borboriens ( 4 ) - ايضا ، ص 125 . ( 5 ) - Sabha ( 6 ) - Vehshahrigh ( 7 ) - ايضا ، ص 76 . ( 8 ) - Rabbula