آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
403
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
در اين رسالات ديده نمىشود ، حاكى از اينكه اجراء مراسم ديانت عيسوى در آن عهد بطور عادى و بدون مانع جريان نداشته باشد . فشار هميشه متوجه علماى دين مسيح بوده ، اما هيچ گفته نشده است ، كه عامهء عيسويان را زجر يا مجبور بارتداد نموده باشند . ظاهرا عيسويان چه در كشور ايران چه دولت امپراطورى روم ، در روابط حقوقى بين خود ، تابع قانون سريانى و رومى موسوم به « 1 » بودهاند ، كه ظاهرا آن را با عرف محل وفق ميدادند « 2 » . كشتارهاى بزرگ ندرتا اتفاق مىافتاد غالبا عيسويان ميتوانستند به آرامى در تحت هدايت معنوى جاثليقان و اسقفان خود زيست كنند . * * * كتب اعمال شهدا از اين حيث ، كه حاوى مطالبى راجع بحقوق جزائى و بطور كلى تشكيلات عدليه آن زمان مىباشد ، مخصوصا جالب توجه است . پس از آنكه باستعانت تأليف عالمانهء دكتر لابور مجادلات بزرگ مذهبى قرون چهارم و پنجم را اختصارا ذكر كرديم ، بسيار طبيعى است ، كه در اينجا مواردى را ، كه در دسترس هست ، براى توضيح اين مطلب جمع كرده بنگاريم . عموما عدالت در ايران باستان مقام بسيار جليلى داشته و از زمان هخامنشيان قرائن كافى در دست هست ، كه پادشاهان جدا مراقب حسن جريان قوه قضايى و درستكارى قضات بودهاند . در زمان ساسانيان هم نام قاضى احترامى بسزا داشته و مردمانى مجرب و عادل را بر مسند قضا مىنشاندند ، كه احتياج بمشورت نداشته باشند و طريقه روميانرا استهزا مىكردند ، كه در پشت سر قضات جاهل . اشخاص فصيح و دانشمند قرار ميدادند ، كه در مواضيع حقوقى فتوا دهند « 3 » .
--> ( 1 ) - Ieges Constantlni Theodosii Leonis ( 2 ) - زاخو ، ص 80 و ما بعد : ( 3 ) - آميانوس مارسلينوس ، كتاب 23 ، بند 6 ، فقره 70 و ما بعد دينكرد ( كتاب هشتم ، فصل بيستم ، فقره 74 بروايت از نكاذم نسك ) نيز گويد كه شايسته منصب قضا كسى است ، كه از قانون آگاه باشد . در هوسپارم نسك شرح مفصلترى از وظيفه عدالت قاضى و واجبات دينى اين منصب مسطور بوده است .