آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
376
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
است ، وهرام پنجم را كه از شكل تاجش شناخته مىشود ، نشان مىدهد ، كه بر شترى سوار است و محبوبهء جوانى را در پشت خود گرفته است تفاوت مقام اجتماعى بين شاه و آن زن را بوسيلهء اختلاف قد آنان معلوم كردهاند . محبوبه از روى ناز و عشوه از شاه تقاضا كرده است ، كه با تير غزال نرى را به ماده و غزال ماده را بنر تبديل كند . آنگاه پادشاه دو تير بر سر غزال ماده زده و پيكانها را در سر حيوان فرو برده است ، بقسميكه شبيه دو شاخ شده و بيك تير « 1 » دو شاخه ، شاخهاى غزال نر را برداشته است . سازنده جام آن تير را به شكل خاصى كشيده و پيكان آن را مانند هلالى رسم كرده است « 2 » . وهرام پادشاهى نيرومند و كامران بود و همه كس را باستفاده لذات زندگانى تشويق مىكرد و اشعارى بلسان عرب ميسرود و به چندين زبان سخن ميگفت . « 3 » موسيقى را بسيار دوست داشت و بنوازندگان و خوانندگان دربار حتى مقلدين مقامى عطا فرمود كه روزبار ، در رديف عمال عالى رتبه دولت « 4 » يا فروتر از آنها قرار ميگرفتند و بموجب يكى از افسانههاى مشهور ، اين پادشاه بود ، كه قوم لوريان را ، كه اجداد فيوج فعلى هستند ، از هند بايران خواند تا عوام از لذتهاى موسيقى بىبهره نمانند « 5 » . طبع سركش و بىآرام او باعث شد كه او را ملقب به « گور »
--> ( 1 ) - ر ك عيون الاخبار ابن قتيبه ( ج 1 ، ص 178 ، چاپ قاهره ) : فردوسى چاپ مهل ، ج 5 ، ص 8 - 506 . ( 2 ) - در باب بقعه غزال ( كه حكايت ديگرى راجع به شكار است ) و نيز راجع بقصر بهرام گور در نزديكى همدان ، كه ابن قتيبه آن را توصيف كرده است . ر ك شوارتز ، ايران در قرون وسطى ، V ، ص 547 براى اطلاع از مهارت بهرام در تيراندازى ر ك حكايتى ، كه جاحظ در كتاب التاج آورده است ، ص 177 و بعد . ( 3 ) - مسعودى ، مروج ، ج 2 ، ص 191 ، ثعالبى ، ص 555 . ( 4 ) - جاحظ ، كتاب التاج ، ص 28 ؛ مسعودى ، مروج ، ج 2 ، ص 157 . ( 5 ) - فردوسى ، چاپ مهل ، ج 6 ، ص 78 - 76 ؛ ثعالبى ، ص 566 و بعد .