آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

367

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

اردشير دوم هم ، كه پس از شاهپور بسلطنت رسيد ، نسبت بعيسويان محبتى نداشت ولى شاهپور سوم و وهرام چهارم ، كه بعد از او پادشاهى يافتند ، سياست مودت‌آميزى با امپراطور پيش كشيدند . در زمان سلطنت يزدگرد اول ( 421 - 399 ) 2 در روابط بين عيسويان و زردشتيان باب جديدى باز شد . در نوشته‌هاى مورخان عيسوى و مؤلفان ايرانى اختلاف بسيار راجع باحوال يزدگرد اول ( ش 30 ) مشهود است . يكى از منابع سريانى ، كه در عصر يزدگرد برشته تحرير آمده ، او را « شاه يزدگرد نيكوكار و عيسوى رحيم و مقدس‌ترين پادشاهان » خوانده گويد : « همه روز نسبت به فقرا و بينوايان احسان ميكرد » « 1 » و پروكوپيوس مورخ بيزانسى از سخا و بزرگ منشى اين پادشاه تمجيد مىكند . مورخان عرب و ايرانى ، كه نوشته‌هايشان مبتنى بر تواريخ عهد ساسانى است و مأخوذ از عقايد روحانيون زردشتى و اعيان و نجبا مىباشد ، او را بصفاتى از قبيل « گناهكار » ( بزره‌گر ) و « فريبنده » ( دبهر ) « 2 » خوانده‌اند . بقول آنها اين شهريار مردى حق‌ناشناس و بدگمان بود و اگر در حضور او از كسى به خوبى سخن ميراندند ، در حال مىپرسيد : « اين كسى كه از او دفاع ميكنى ، به تو چه خواهد داد و چه مبلغ تاكنون گرفته‌اى ؟ » غضبناك و بدخواه بود و در پى فرصت ميگشت تا مجازاتهاى شديد مجرى دارد . طبرى با كمال سادگى مينويسد ، كه رعيت براى حفظ خويش از ظلم او چاره نداشتند ، جز اينكه بقوانين نيكو و قواعد عاقلانهء پادشاهان قديم توسل جويند . از بيم سختگيرىهاى او رعايا « 3 » دسته‌بندى و شورش كردند « 4 » عبارت ديگرى كه در طبرى ديده مىشود ، تا اندازه‌اى ممكن است اين وصف غرض‌آميز را تعديل كند وهرام پنجم ، كه پسر و جانشين يزدگرد بود ، در خطابه كه روز بارعام ادا ميكرد .

--> ( 1 ) - لند ، قصص سريانى 1 ، 8 ، ر ك نلدكه ، طبرى ، ص 75 ، يادداشت . ( 2 ) - Dabhr ماركوارت - مسينا ، فهرست ، ص 67 . ( 3 ) - يعنى اشراف بزرگ . ( 4 ) - طبرى ، ص 848 ، نلدكه ، ص 74 .