آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

361

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

زيرا در اين صورت ديگر مشورت و انتخاب از طرف اين سه نفر عاليمقام مورد نداشت . » نامه تنسر مطلب را بدين طريق بيان مىكند : « چون جهان از شهنشاه بماند موبدان موبد را حاضر كنند و اين دو كس ديگر جمع شوند و راى زنند و مهر نبشته‌ها برگيرند تا اين سه كس را بكدام فرزند راى قرار گيرد . اگر راى موبدان موبد موافق راى سه گانه باشد ، خلايق را خبر دهند ، و اگر موبد مخالفت كند ، هيچ آشكارا نكنند نه از نبشته‌ها و نه از راى و قول موبد بشنود تا موبد تنها با هرابده و دينداران و زهاد خلوت سازد و بطاعت و زمزم نشيند و از پس ايشان اهل صلاح و عفت بآمين و تضرع و خضوع و ابتهال دست بردارند ، چون نماز شام از اين فارغ شوند آنچه خداى تعالى ملكه در دل موبد افكند ، بر آن اعتماد كنند و در آن شب ببارگاه تاج و سرير فرونهند و اصناف و اصحاب مراتب بمقام خويش فروايستد ، موبد با هرابده و اكابر و اركان و اجله دولت بمجلس پادشاهزادگان شود و جمله صف زنند پيش ، و گويند : « مشورت خويش پيش خداى بزرگ برداشتيم ، ما را رشاد الهام فرمود و بر خير مطلع گردانيد » موبد بانگ بلند بردارد و بگويد كه : « ملائكه « 1 » بملكى فلان راضى شدند شما خلايق نيز اقرار دهيد و بشارت باد شما را » ، آن پادشاهزاده را بردارند و بر تخت نشانند و تاج بر سر او نهند و دست او گيرند و گويند : « قبول كردى از خداى بزرگ عزاسمه بر دين زردشت كه شهنشاه گشتاسب بن لهراسب تقويت كرد و اردشير بن بابك احياء فرمود » ، پادشاه قبول كند برين عهد و گويد « انشا إله بر صلاح رعيت موفق باشم » . خدم و حرس با او بمانند و ديگر انبوه و گروه با سركار و معيشت خود شوند » . پس انتخاب پادشاه در وهله آخر منوط براى موبدان موبد بود ، كه ضمنا وظيفه پر افتخار تاجگذارى « 2 » را نيز داشت . و اين مطلب به اندازه كفايت موقع روحانيان زردشتى و رئيس آنان را در آن عهد واضح مىكند .

--> ( 1 ) - اصل پهلوى يزدان يا امهرسپندان بوده است . ( 2 ) - طبرى ، ص 861 ، نلدكه ، ص 96 .