آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
355
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
بر گرد مركزى جمع آمده باشند ، ولى آن مركز هم دستخوش تجاوز و تطاول خاندانهاى بزرگ پارت بود ، كه در ربودن قدرت از دست شاهنشاه با يكديگر همچشمى مىكردند . اردشير اول تمركز استوارى در تشكيلات كشور داد و موجب عظمت دولت ساسانيان گرديد . حكام ولايات از آن ببعد كاملا تحت اوامر شاهنشاه قرار گرفتند و براى اينكه حكام ، كه كلا جنبه نظامى داشتند ، بنابر عادت و سنن ملوك الطوايفى ، قلمرو حكومتى خود را اقطاع و تيول موروثى محسوب ندارند ، اردشير مقرر كرد ، كه تقسيمات ادارى كشور از حيث ولايت و بلوك ( شهرستان و دهستان ) هيچ رابطه ارگانى با قلمرو حكام نداشته باشد . پس اداره امور كشورى را در ولايات بدست نجباى درجه دوم يعنى دهقانان سپرد ، كه پيوسته نسبت بشاهنشاه و دولت وفادار بودند . و تأسيسات جاسوسى قديم را استوارتر و مؤثرتر نموده و در نتيجه اين تشكيلات باعث نيرومندى دولت شد و علامت اين نيرومندى آن است ، كه پادشاهان اول و دوم سلسله ساسانى توانستهاند ، جانشين خود را شخصا انتخاب نمايند « 1 » . معذلك تشكيلات ملوك الطوايفى همچنان موجود بود . و اسپوران بزرگ « حشرى » از رعاياى خود گرد آورده ، بجنگ مىبردند ، ليكن اين لشگرهاى روستايى كه از سربازان ناآزموده مركب مىشد ، تشكيلات منظمى نداشت . از اينرو افواج مزدور را بهتر ميشمردند . نخبهء لشگر ايران سواران زرهپوشى بود ، كه از نجبا تشكيل ميشد و ظاهرا غالب اين اسواران تابع واسپوران محسوب نميشدند ، بلكه نجباى كوچك ولايتى و صاحبان قلاع و دهاتى بودند ، كه مستقيما تحت اختيار
--> ( 1 ) - طبرى ، ص 825 و 831 ، نلدكه ، ص 30 و 42 . بنابر روايت طبرى اردشير اول و شاپور اول و شاپور دوم و كواذ و خسرو اول جانشين خود را شخصا تعيين كردهاند و بسيار دشوار است ، كه گمان كنيم ، كه انحصار تعيين جانشين به اين پادشاهان بر حسب اتفاق بوده است .