آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
339
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
به سمت ديگر حمله برد . اما خداى آسمان تمام عذابهاى دولت امپراطورى را بر يك مكان تنگ نازل كرده بود ، زيرا كه شاه را به خود مطمئن ساخته و به گمان او چنين آورده بود ، كه همين كه خود را نشان دهد ، محصورين از ترس و بيم تسليم شده بخشايش خواهند خواست . پس در حالى كه مستحفظين سلطنتى همراه او بودند ، سواره به طرف دروازههاى قلعه رفت ، ولى چون با كمال اطمينان بقدرى نزديك شده بود ، كه خطوط چهره او را هم تميز مىدادند ، تمام تيرها و زوبينهاى قلعه بجانب او متوجه شد و اگر ابرى از گرد و غبار او را از نظر تيراندازان مستور نداشته بود ، هر آينه از پاى درمىآمد . بدينطريق جانى بسلامت برد . فقط جامه او از پيكان تير پاره شده بود . شاه بسلامت جست تا بعد موجب هلاك هزاران نفر شود . پس چنان كه گويى گناهى عظيم مرتكب شدهايم ، با خشم غضب مىگفت ، كه ما چون نسبت به او اهانت كردهايم ، فى الواقع بفرمانفرماى بسيارى از پادشاهان و اقوام توهين آوردهايم و با جديت بسيار بتهيهء وسايل تخريب شهر پرداخت . لكن سرداران بزرگ سوگندش دادند ، كه دست از اقدام پرافتخار خود برندارد و و ساير نجبا با اظهارات دوستانهء خود او را آرام نمودند . پس تصميم گرفت ، كه فرداى آن روز بمدافعين شهر امر دهد كه تسليم شوند . » « بدين جهت ، سپيدهدم گرومبانس ، پادشاه خيونىها ، كه با كمال اطمينان مأموريت ابلاغ امر را به عهده گرفته بود ، با گروهى از اسواران زورمند بديوارهاى قلعه نزديك شد ، ليكن يكنفر تيرانداز ماهر ، همين كه دانست ، بمسافت تيررس رسيده است ، منجنيق را به كار انداخت و تيرى پرتاب كرد ، كه از ميدان زره و سينهء پسر گرومبانس ، كه در كنار پدر سوار اسب بود ، گذر كرد . او جوانى بود ، كه از حيث بالا و زيبايى اندام بر همه همسالانش تفوق داشت . بمرگ او جمله هموطنانش متفرق شدند ، لكن چون حس كردند ، كه نبايد جسد او بدست دشمن افتد ، اندكى بعد مراجعت نمودند و با فريادهاى بلند جماعتى را ببرداشتن اسلحه تحريك كردند . بواسطه كمك آنان نبرد سختى درگرفت و تيرها از همه جانب چون تگرگ فرو