آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

334

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

بموجب روايت فوستوس بيزانسى ، اسراى ايرانى را پوست مىكند و بكاه انباشته نزد پپ ميفرستاد پپ عاقبت اين نرسه را ، كه مصلحت‌گزار فضولى بود ، زهر چشانيد و خود او نيز بسعى دسيسه‌كاران ارمنى ، در نظر والنس مظنون واقع شد و عاقبت بتحريك امپراطور بقتل رسيد . بعد مذاكراتى بين ايران و روم واقع شد . نماينده ايران يكى از نجباى دودمان سورن بود . والنس مجددا حق مداخله در امر تاج و تخت ارمنستان را بشاه ايران واگذار كرد . معذلك روميها ورزدت « 1 » نامى از شاهزادگان ارمنستان را بپادشاهى منصوب نمودند ، اما بين او و روم هم اختلاف درگرفت و خلع شد . سپس دو شاهزاده صغير كه پسر پپ بودند بپادشاهى رسيدند . و چون نايب السلطنه مانول ماميكونى دوست ايرانيان و برادر موشل ( كه بدست ورزدت بقتل رسيده بود ) از شاهنشاه ايران يارى طلبيد ، تا از مداخله روم جلوگيرى كند : شاهپور فرصت را غنيمت شمرد و لشگرى بفرماندهى سورن بارمنستان فرستاد و اين سردار را بمرزبانى ارمنستان منصوب نمود « 2 » . شاهپور پس از اين

--> نوشته شده : اصلاح و تكميل كند و گويد اين كتيبه حاكى از تسخير مجدد تيگرانوگرتا پس از شورشى در آنجاست و ثابت مىكند ، كه در پس موضوع آن همين واقعه ما نهفته است و بانى اين كتيبه بشات مىباشد . در فاصله دو ساعت و نيم راه از فرقين لهمان هوپت در روى تخته سنگى ، كه قلعه بشات كردها روى آن بنا شده ، نقشى يافته است ، كه يكى از شاهان ساسانى را سوار بر اسب نشان ميدهد و صورت او متوجه راست است و مردى پياده در دنبال است او بر پاى است ، بنابر فرض مصنف مذكور ، كه يكى از روايات محلى نيز آن را تأييد مينمايد ، اين سوار شاپور دوم است و آن نقش از غلبه شاپور بر ارشك پدر پپ مذكور حكايت مىكند ، كه چند سال پيش از آن واقع شده است . ( همان كتاب ، ص 20 - 419 ) . ( 1 ) - Varazdat ( 2 ) - در ذكر خلاف از تاريخ آشفته و تاريك روابط ارمنستان با ايران و روم از حيث كلمات تابع روايت يوستى هستيم ( يوستى ، فقه اللغه ، 2 ، ص 524 و بعد ) ، كه از كليه منابع ارمنى و رومى و بيزانسى استفاده كرده است . مقايسه شود با ماركوارت ، تحقيقات در باب تاريخ ايران Untersuchungen 3 Geschichte Irans ، ج 1 ، ص ؛ 44 و ما بعد .