آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
332
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
كرده است : « شاهپور ، شاهان شاه ، قرين ستارگان ، برادر مهر و ماه » . اگرچه شايد تمام القاب را با دقت و صحت نام نياورده باشد ، ولى عبارت مذكور با القاب رسمى شاهپور اول ، كه در كتيبه حاجىآباد ديده مىشود ، شباهت دارد . از اين قرار : « مزديسن ، بغ شاهپور ، شاهان شاه ايران و انيران ، از نژاد ايزدان » . و نيز مطابق است با القابيكه شاهنشاه در نامههاى رسمى خود بامراى ارمنستان قيد كرده ، از اين قرار « با افتخارترين ( يا شجاعترين ) مزيسنان ، شاهنشاهان آفتاب مرتبت » يا اين عبارت : « با افتخارترين دليران ؛ شاهان شاه ايران و انيران » « 1 » . شاهپور در آغاز جنگ بر قلعهء اميدا ( آمد ) ، كه ديار بكر فعلى باشد ، حمله برد و آن را پس از مقاومت دليرانهء حصاريان ، مسخر كرد و اين واقعه در سنه 359 اتفاق افتاد . دو سال بعد پس از مرگ كنستانس ، يوليانوس امپراطور تمام روميان شد و لشگرهاى روم را بجنگ ايران برد . يكى از سرداران اوهرمزد شاهزاده ايرانى و برادر پادشاه بود ، كه بروم گريخته بود و حال اميد داشت ، كه به يارى روميان بتخت ايران جلوس كند . بعلاوه قيصر روم متحد ديگرى داشت و آن ارشك سوم پادشاه ارمنستان بود . اين ارشك گنيل « 2 » خويشاوند خود را بقتل رسانيده فرندزم « 3 » زن او را ، كه از بانوان بسيار دسيسهكار بود ، به عقد خويش درآورد . قواى روميان و متحدين آنان بجانب تيسفون پيش رفتند ، لكن راه پيشرفت آنها را يك لشگر نيرومند ايرانى بفرماندهى سردارى از دودمان مهران فروبست و در خلال جنگهايى ، كه وقوع يافت ، يوليانوس در سنه 363 كشته شد . جانشين او يويانوس لشگر روم را از سرحد بازگرداند و به زودى صلحى به مدت سى سال بين طرفين منعقد گشت . بموجب اين معاهده ايرانيان نصيبين و سنجار و ولايات ارمنستان صغير را ، كه متنازع فيه بود ، پس گرفتند . بعلاوه امپراطور روم متعهد شد ، كه از ارشك حمايت نكند و او در نتيجه راى شوراى امراء ارمنستان معزول و به ايران
--> ( 1 ) - پاتكانيان ، مجله آسيايى 1866 ، شماره 1 ، ص 116 . ( 2 ) - Gnel ( 3 ) - Pharandzem