آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

308

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

بلند قرار گيرد و سوار نظام قسمت مقدم را تشكيل دهد و تيراندازانى ، كه بدست چپ نيز مىتوانند تيراندازى كنند ، در جناح چپ مقام گزينند . تفصيلاتى نيز در باب اعمال جنگى داده شده بود . رئيس لشگر بايد در وضع سپاه طورى دقت كند ، كه آفتاب و باد در پشت سر آنان باشد . اگر هر دو لشگر در نزديكى رودخانه باشند و بخواهند رودخانه از خصم بگيرند ، بايد سواران و چارپايان دشمن را بگذارند رفع عطش كنند ، زيرا مردان پس از رفع تشنگى آسانتر مغلوب ميشوند . سپس قواعدى مسطور بود راجع بگستردن دام و انتخاب مردان و اسبان لايق براى كمين نهادن و بهترين طريق شبيخون ، بقسمى كه دشمن را بانواع بانگ و فرياد و غيره بوحشت بيندازند . بخش دوم راجع بخدعه‌هايى است ، كه براى گشودن قلاع بايد به كار برد و طريقه اطلاع يافتن از وضع محصورشدگان بوسيله جاسوسان و متوحش نمودن آنان با نشر اخبار مدهش بوسيله مذاكرات ماهرانه و افكندن نامه‌هاى وحشت‌بخش بوسيله تير در ميان قلعه و نظاير آن . اينوسترانتزف گويد : اختلافاتى ، كه در ابتداء بين فنون نظامى ايرانيان و فنون نظامى روميان بيزانسى موجود بود ، كم‌كم از ميان رفت ، بقسمى كه قواعد نظامى اين دو ملت تقريبا يكى شد . بنابراين براى آگاهى يافتن از بخش سابق الذكر آيين نامگ ميتوان از قواعد نظامى و وصف نبردهاى قواى بيزانس استفاده كرد . مؤلف در تعبيرات مشروحى ، كه ضميمه ترجمه خود نموده ، اين طريقه را به كار بسته است . فى الواقع مؤلف مزبور بين قواعد نظامى اين دو ملت روابطى تشخيص ميدهد ، كه ميتوان تصور كرد ، ملتين مذكور به يكديگر تعلق ادبى داشته‌اند . شايد بتوان حدسيات اينوسترانتزف را براى توضيح مطالب ارتشتارستان ، كه مفسرين عهد ساسانى راجع به آن قلمفرسايى كرده‌اند ، به كار برد و معتبر دانست . * * * نواحى كوهستانى ، كه از يكطرف بگوشه شرقى درياى سياه و از جانب