آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
304
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
سوار ، كه با شمشير و نيزه و سپرهاى مدور مسلحند ، در رسيدهاند ، يكى از اسواران پرچمى بدست گرفته ، كه چهار گوشه آويخته دارد « 1 » . ( شكل 12 ) . وقتى دشمن در جلگه پيش ميآمد ، ايرانيان مزارع گندم را ميسوزانيدند ، تا آذوقه بدست خصم نيفتد « 2 » ، يا بندهاى آب مزارعى را ، كه بحفر ترعه آباد شده بود ، باز مىكردند ، تا طغيان آب در جلگه مانع پيشرفت دشمن بشود « 3 » . معمولا دست اسيران جنگى را بر پشت بسته و آنها را به عنوان غلامى مىفروختند « 4 » ، يا بنواحى كم جمعيت كشور براى آبادانى و كشت و زرع ميفرستادند « 5 » . در يك نقش برجسته عهد ساسانى شهر شاپور ، كه فلاندن صورت آن را برداشته است « 6 » ، ديده مىشود ، كه سرهاى بريده اسراء يا ياغيان را بحضور پادشاه ميآورند . ايرانيان ، براى اينكه شمارهء تلفات را بدانند ، طريقه بديعى به كار ميبردند . قبل از جنگ در حضور شاه ، كه بر تختى نشسته بود ، و سردارى ، كه امور جنگ به او محول بود ، سانى ترتيب ميدادند . سربازان يكيك پيش ميرفتند و هر كدام تيرى در سبد ميافكندند . سپس سبدها را با مهر سلطنتى ممهور مينمودند . چون جنگ بپايان ميرسيد ، آنها را باز ميكردند و پس از آنكه هر سربازى يك تير برميداشت ، از شماره تيرهاى باقى مانده تعداد كشتگان و اسيران معلوم ميشد . بدين ترتيب پادشاه ميتوانست قضاوت كند ، كه سردارش جنگ را بچه قيمتى بنفع او تمام كرده است « 7 » . اين موضوع يقينا از عادات بسيار قديم اقوام ايرانى بوده است ، زيرا حكايت ديگ
--> ( 1 ) - زاره ، صنايع ايران قديم ، تصوير 105 ، تاريخ صنايع پوپ ، IV ، B 233 . ( 2 ) - آميانوس ، كتاب 24 ، بند 7 ، فقره 7 . ( 3 ) - ايضا ، كتاب 24 ، بند 3 ، فقره 10 . ( 4 ) - ايضا ، كتاب 19 ، بند 6 ، فقره 2 . ( 5 ) - ر ك بالاتر ، ص 147 ؛ آميانوس ، كتاب 20 ، بند 6 ، فقره 7 و همچنين ر ك لابور ، ص 122 ، يادداشت 3 . ( 6 ) - فلاندون و كست ، ج 1 ، تصوير 50 . ( 7 ) - پروكوپيوس ، كتاب 1 ، بند 18 ، فقره 53 - 52 .