آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
298
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
مؤخرة الجيش را پياده نظام ( پايگان ) تشكيل ميداد ، كه فرمانده آنان را پايگان سالار مىگفتند . افراد پياده مانند ميرميلوهاى رومى « 1 » مسلح به سپر و نيزه و خود بودند و در بنه خدمت ميكردند . اين پيادگان از روستاييان عادى بودند : كه خدمت نظام از وظايف آنان محسوب ميشد و بدون اميد اجرت و پاداش بجنگ ميرفتند « 2 » . بعضى از اين گروه ، سپرهاى بلند و خميده داشتند ، كه از نى ساخته شده و پوستى بر آن كشيده بود « 3 » . بطور عموم بايد گفت ، كه ايندسته سربازان خوبى نبودهاند بوليانوس قيصر روم وقتى عدهاى از اسراى ايرانى را بسپاهيان خود نشانداده و براى تهييج آنان چنين گفت « اينان بزهاى نفرتانگيزى هستند ، كه از فرط چركى تغيير شكل دادهاند » و « پيش از آنكه دشمن به آنها نزديك شود ، سلاح را ميريزند و پشت ميدهند « 4 » ! افواجى ، كه از طرف اقوام جنگجوى اطراف كشور به يارى لشگر شاهنشاه ميآمد ، خيلى از روستاييان سابق الذكر سودمندتر بودند . اين اقوام اگر چه جزء كشور بودند ، ولى چون امراء محلى مستقل داشتند ، نسبة صاحب امتيازى بودند . از اين نوع افواج سابقا در لشگر هخامنشيان هم وجود داشت . در لشگركشىهاى داريوش و خشايارشا ، سكاها از بهترين افواج بشمار مىآمدند . ساسانيان نيز در ميان افواج كومك بيش از همه بسكستانيان « 5 » اطمينان داشتند ، يعنى سكاهايى كه در ايالات زرنگ مسكن گرفته بودند . ديگر از افواجى كه غالبا بميدان فرستاده ميشدند ؛ اقوام كوهستانى قفقاز و جنوب بحر خزر از جمله گيلها و كادوسىها « 6 » و
--> ( 1 ) - ( Mirmillo - Mirmillon ) ( 2 ) - آميانوس ، كتاب 23 ، بند 6 ، فقره 83 . ( 3 ) - ايضا ، كتاب 24 ، بند 6 : فقره 8 . ( 4 ) - ايضا ، كتاب 24 ، بند 8 ، فقره 1 . ( 5 ) - ايضا ، كتاب 19 ، بند 2 ، فقره 3 . ( 6 ) - Cadousiens اليزه ، لانگلوا ، 2 ، ص 221 ؛ آميانوس ، كتاب 17 ، بند 5 ، فقره 10 .