آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
282
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
خراسان ) نصب « 1 » شد . سكههايى از او باقى است به اين عبارت : « پرستنده مزدا ، پيروز الهى ، شاهنشاه كوشان » . صورت خداييكه ، در روى سكههاى پيروز ديده مىشود ، اين عبارت را در بردارد « بودا خدا » « 2 » . چون اين شاهزاده پيرو مانى بوده ، ميتوانسته است دفعتا هم پرستنده مزداه باشد هم بودا . يكى ديگر از پيروان بزرگ مانى ، كه از مبلغين معتبر اين آيين جديد بود ، اردوان نام داشت ، كه اسم اشكانى بوده است « 3 » . بنابروايات مانويه ، كه مأخوذ از تواريخ عربى است ، در آخر شاهپور با مانى بخصومت پرداخت . بنابر قول يعقوبى ، اين پادشاه فقط ده سال كيش مانى داشت ، پس از آن مانى از كشور ايران اخراج و قريب ده سال در ممالك آسياى مركزى سرگردان بود . و يا تا هند و چين نيز رفته و همه جا دين جديد را تبليغ كرده و كتابها و نامههايى بمشايخ خود ، كه در بابل و ايران و ساير ممالك شرقى اقامت داشتهاند ، مينوشته است . عاقبت شاهپور در سال 272 وفات يافت ، پسر و جانشين هرمزد اول نيز در 273 جهان را بدرود گفت و مانى توانست در مقابل خصومت موبدان مقاومت ورزيده ، بايران باز گردد . شميدت « 4 » نسبت بجزئيات اين روايت ابراز شك كرده و بر آنست كه هرگز مانى با شاهپور معارضهاى نداشته است و چنين گويد « در هر حال فرار و نفى مانى بهند افسانهء بيش نيست ، زيرا اين سفر قبل از جلوس شاهپور بايد واقع شده باشد » . نه تنها شاهپور بلكه هرمزد اول هم مانى را به چشم احترام مينگريستهاند . قدر متقن اينست ، كه وهرام اول برادر هرمزد اول ، كه پادشاهى عشرتطلب و سستعنصر بود ، مانى را بدست روحانيون زردشتى واگذاشت . يعقوبى گويد « 5 »
--> ( 1 ) - ر ك ص 158 اين كتاب . ( 2 ) - هرتسفلد ، پايكولى ، ص 45 و 50 - 49 . ( 3 ) - آندرآس - هنينگ ، 2 ، ص 303 ؛ شدر ، ايرانيكا ، ص 72 . ( 4 ) - شميدت - پولوتسكى ، ص 51 . ( 5 ) - چاپ هوتسما ، ص 181 ؛ مقايسه شود با فارسنامه ابن بلخى ، ص 64 .