آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

209

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

كنند . راجع به اين مطلب در آخر فصل هشتم اين كتاب تفصيلى خواهيم آورد « 1 » . در هر حال اگر قواعد مذهبى اوستاى كنونى و كتب الهيات پهلوى را ، كه فعلا در دست است ، با قطعات پراكنده و اشارات مختصرى ، كه راجع بدين ايرانيان عهد ساسانى در آثار مؤلفان خارجى ( از بيزانسى و سريانى و ارمنى ) موجود است ، مقايسه و مطابقه كنيم ، اختلافات عجيبى مىبينيم و اين اختلافات بيشتر مربوط بقصص و اساطير و علم تكوين است . در مطالعه رواياتى كه از منابع نصرانى در دست است ، بيش از هر چيز يك نكته جلب توجه مىكند و آن مقام فائقى است ، كه خورشيد در آيين مزديسنى ساسانيان دارا بوده است . يزدگرد دوم به اين عبارت سوگند ياد مىكند : « قسم بآفتاب . خداى بزرگ ، كه از پرتو خويش جهان را منور و از حرارت خود جميع كائنات را گرم كرده است » « 2 » . و اين پادشاه سه چهار بار سوگند آفتاب را تكرار كرده است « 3 » وقتى كه روحانيون عيسوى را به ترك آيين خود واداشتند ، شرط كردند كه بجاى معبود سابق خود خورشيد را بپرستند و اين نكته در رسائل شهداى سريانى بكرات تصريح شده است . شاهپور دوم به سيمون برصبعى « 4 » قول داد ، كه بر جان او ببخشايد ، به شرط آنكه آفتاب را ستايش كند « 5 » . در زمانيكه بامر يزدگرد

--> ( 1 ) - بعقيده نيبرگ ( دين ، ص 14 - 8 و 29 - 426 ) اوستا در مدارس دينى هميشه سينه به سينه حفظ ميشده و تدوين قوانين اوستايى در اثر رقابت اديان خارجى ( دين يهود ، مسيحى ، بخصوص مانوى ) صورت گرفته است ، كه داراى كتب مقدس بوده‌اند ، ولى اين اوستاى مدون عملا هرگز اهميتى نداشته است و به همين علت هم بعدها بعضى نسكهاى ساسانى فراموش شده . ( 2 ) - اليزه ؛ لانگلوا ، ج 2 ، ص 197 . ( 3 ) - ايضا ، ص 198 . ( 4 ) - Barsabbae ( 5 ) - لابور ، ص 65 ؛ مقايسه شود با سزومن Sozomene ، كتاب 2 ، بند 9 ، فقره 5 ، كه شرور فوكس در مجله كاما ، شماره 14 ، ص 102 بنقل آن پرداخته است .