آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
202
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
نيز بودهاند ، كه بر ولايات داخلى فرمانروايى ميكردهاند « 1 » « 2 » . آميانوس اغلب ولاياتى را ، كه در زمان او تحت حكمرانى بذخشها و پادشاهان جزء و ساتراپها اداره ميشد ، نام برده است « 3 » ( بذخش علاوهبر حكومت ، رياست اسواران ولايتى را هم عهدهدار بوده است ) . اسامى ايالات ايران بنابر روايت او از اين قرار بوده است : آشور ، خوزستان ، ماد ، پارس ، پارت ، كرمان بزرگ ، هيركانى ( گرگان ) ، مرو ، بلخ ، سغد ، سكستان ، ولايت سكهاى ماوراء آمودون ، سريكا ، هرات ، ولايت پاروپانيزادها ، زرنگ ، رخج ، گدروزى . علاوهبر اين ايالات بزرگ ، ولايات كوچكترى هم بوده ، كه ذكر نام آنها را بيحاصل دانسته است . اين قلمدادى كه آميانوس كرده است ، جز در مورد سريكا ، كه گويا مبالغهآميز است ، درست به نظر ميآيد دولت شاهنشاهى ساسانيان در قرون سوم و چهارم از سمت شمال و مشرق توسعه بسيار داشته و برطبق تفحصات آقاى هرتسفلد « 3 » ، پس از فتوحات وهرام دوم ، كه در 284 ميلادى واقع شد ، كشور ساسانيان در مشرق ايران كنونى شامل ممالك ذيل بود : گرگان ( هيركانى ) و تمام خراسان « 4 » ، كه در آن زمان بسى وسيعتر از
--> ( 1 ) - ر ك بالاتر ص 122 . ( 2 ) - كتاب 23 ، بند 6 ، فقره 14 . ( 3 ) - پايكولى ، ص 43 . ( 4 ) - هرتسفلد حدود خراسان را در عهد ساسانيان معلوم كرده است ( پايكولى ، ص 37 ) از اين قرار : دروازههاى كاسپين نزديك رى ، كوههاى البرز ، گوشه جنوب شرقى بحر خزر ، دره اترك ، خطى مطابق راه آهن ماوراء خزر تا لطفآباد ، خطى كه از صحراى تجند و مرو گذشته و در زير كركى بجيحون ميرسد . موافق مسكوكات سكايى - ساسانى ، كه بدست آمده ، اين خط سرحدى از قلل سلسله جبال حصار گذشته به پامير ميرسيده و از آنجا به سمت جنوب مايل گشته و به امتداد قطعه از جيحون ، كه بدخشان را در ميان گرفته ، سير كرده بقله هندوكش ميرسيده است . از آن نقطه خط سرحدى به سمت مغرب برگشته و در امتداد سلسله هندوكش و ملحقات آن بجنوب هرات رسيده و در ناحيه جنوب ترشيز و خاف قهستان ( كوهستان ) را قطع كرده ، باز بدروازههاى كاسپين مىپيوسته است .