آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
195
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
در كتاب كارنامگ ( 3 / 13 ) نام يكتن از ارتيشتاران سالارها ( يعنى فرمانده جنگجويان ) ذكر شده است . اين لقب را در قرن پنجم ميلادى يكى از پسران مهرنرسه موسوم به كاردار داشته است « 1 » و بعد در زمان كواذ اول سياوش به اين مقام رسيده است . طبرى گويد : ارتيشتاران سالار « بالاتر از سپاهبذ و تقريبا هم رتبهء ارگبذ بوده است » . از زمان كواذ اول ببعد اين لقب در منابع تاريخى ما ديده نميشود و از قراين چنين برميآيد ، كه ارتيشتاران سالار لقب ديگر ايران سپاهيذ بوده و خسرو اول جانشين كواذ آن منصب و مقام را منسوخ فرمود . هر چند پروكوپيوس گويد ، كه سياوش اولين و آخرين شخصى بود ، كه لقب ارتيشتاران سالار يافت و كواذ بعد از قتل آن شخص عاليمقام عنوان و مقام او را هم لغو و نسخ كرد ، اما بگفتهء او درين باب اعتمادى نتوان داشت ، زيرا كه قسمت نخستين اين خبر يعنى اوليت سياوش درين مرتبه صحيح نيست ، چه پسر مهرنرسه قبل از سياوش حائز اين مقام شده بود ، بنابراين قسمت دوم هم قابل اعتماد نتواند بود . رئيس مستحفظين سلطنتى را پشتيگبان سالار « 2 » ميگفتهاند . قسمتهايى از پياده نظام ( پايگان ) بفرماندهى رئيس خود ( پايگان سالار ) در تحت اختيار حكام ايالات بوده و كار امنيه و ميرغضب ( دژخيم ) و غيره را ميكردهاند « 3 » و نيز براى محافظت دهات در بعضى از نواحى كشور يكدسته تيرانداز برياست يكنفر تيربذ « 4 » مأموريت مىيافتهاند . در پايتخت سربازان افواج مستحفظ غالبا به سمت دژخيم مجرمين را سياست ميكردهاند « 5 » . آموزگار اسواران ( مؤدب اساوره ) ، كه از مأمورين عالى رتبه بود ، بايستى
--> ( 1 ) - طبرى ، ص 869 ، نلدكه ، ص 111 . ( 2 ) - كارنامگ ، بخش 10 ، فقره 7 ؛ نلدكه ، مقامات بتسنبرگر ، IV ، ص 62 - 61 . ( 3 ) - نلدكه ، طبرى ، ص 448 . ( 4 ) - هوفمان ، ص 61 . ( 5 ) - طبرى ، ص 1043 ، نلدكه ، ص 356 . در اوايل دوره عباسيان رئيس قراولان خليفه سمت دژخيم را نيز داشته است . ( كرمر ، تاريخ تمدن شرق ، ج 1 ، ص 190 )