آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

169

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

قوم ايرانى ، كه از قديم‌ترين ايام بصفات فروسيت و ذوق سوارى معروف بوده است البته طبقه اسواران را بعد از نجباء درجه اول ، كه عده قليلى بوده‌اند ، بر ساير طبقات مقدم ميدانسته است و چنان كه بعدا خواهيم ديد عنوان اسواران رفته رفته حائز اعتبار اجتماعى مهمى گرديد « 1 » . « 2 » از طرف ديگر طبقات نجباى درجه دوم ، كه آنان را كذگ خوذايان ( كدخدايان ) « 3 » و ديهكانان « 4 » ( دهقانان - رؤساى قريه ) « 5 » ميگفته‌اند ، اقتدارشان منوط به اين بود ، كه اداره امور محلى ارثا به آنها ميرسيده است . دهقانان بمنزلهء چرخهاى ضرورى دولت بوده‌اند . اگر چه هنگام حوادث عظيم تاريخى تظاهرى نميكرده‌اند ، لكن از جهت اينكه بنيان استوار كشور و تاروپود دولت محسوب ميشده‌اند ، آنان را بايد داراى اهميت فوق العاده دانست . دهقانان پنج صنف بوده‌اند ، كه بجامعه‌هاى مختلف متمايز ميشده‌اند « 6 » . بنابر تعريفى كه در مجمل التواريخ مىبينيم ، دهقان « رئيس و مالك اراضى و قرى » بوده است « 7 » ، اما غالبا اراضى مزروعى

--> ( 1 ) - فصل هشتم . ( 2 ) - ر ك هرتسفلد ، پايكولى ، لغات شماره 570 - 567 و نيز مقايسه شود با كتاب بارتلمه در باب زبانهاى ايرانى ميانه ، ج 3 ، ص 34 و بعد . اين كلمه كه نام طبقه اجتماعى و سياسى است ، با اصطلاح عقيق مان‌بذ ، كه در كتب مذهبى ذكر شده ، يكى است ( ر ك به ص 31 كتاب حاضر و در باب كذگ‌خوذاى ، كه عنوان شاهزادگان عصر اشكانى بوده بالاتر ص 33 را به‌بينيد ) . ( 3 ) - Kadhagh - Khvadhayan ( 4 ) - dehkanan ( 5 ) - چنين به نظر ميآيد ، كه لفظ « ديهكان » dehkan در اواخر عهد ساسانى كليت يافته و تا ازمنه اسلامى مصطلح بوده است . طبقه ديهكانان را به ويگرد Veghard برادر هوشنگ شاه داستانى نسبت داده‌اند ( كريستنسن ، نخستين انسان و نخستين پادشاه در تاريخ داستانى ايرانيان ج 1 ، ص 144 ، 150 ، 151 ، 153 ، 155 ، 159 ) . ( 6 ) - مسعودى ، مروج ، ج 2 ، ص 241 . ( 7 ) - ر ك مهل ترجمه شاهنامه ، ج 1 ، مقدمه ، ص 7 .