آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

163

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

ارگبذ يا هرگبذ در اصل معنى فرمانده يك قلعه مستحكم را داشته « 1 » و بعد عنوان يك منصب لشگرى بسيار مهمى شده است . اردشير بابكان داراى اين عنوان بود و چون بپادشاهى رسيد ، لقب ارگبذ مخصوص خانواده سلطنتى گرديد و عالىترين منصب لشگرى بشمار رفت « 2 » . اما از شش منصب ديگرى ، كه تئوفيلاكتوس نام برده است ، سه منصب كشورى و سه لشگرى است ؛ مناصب لشگرى عبارتند از رياست امور لشگرى « 3 »

--> ( 1 ) - نلدكه ، طبرى ، ص 5 ، يادداشت 1 و 3 ؛ هرتسفلد ، پايكولى ، لغت‌نامه ، شماره 416 . حدس يوستى را مبنى بر اينكه عنوان فوق از كلمه ارك مشتق شده ، بارتلمه پذيرفته است ( در باب معرفت زبانهاى ايرانى ميانه - mtteliranischen Mundarten Zur Kenntnis der ج 1 ، ص 16 ) ، ولى هرتسفلد آن را مورد ترديد قرار داده است . ( 2 ) - ابرسام در زمان اردشير اول ارگبذ بود ( طبرى ، ص 823 ؛ نلدكه ، ص 27 ، تصحيح ماركوارت ، ر ك هرتسفلد ، پايكولى ، لغت‌نامه شماره 416 و كريستنسن در Ao ، ج 10 ، ص 43 و بعد ) . مهر شاهپور در عهد يزدگرد اول داراى همين عنوان بوده است ( لابور ، ص 97 ) . ( 3 ) - « ناظر امور لشگرى ايران » همان ايران سپاهبذ بوده - در كتاب « شاهنشاهى ساسانيان ص 27 نيز اين شخص را با ايران سپاهبذ يكى دانسته‌ام ولى معذلك بعيد به نظر ميرسد ، كه رياست كل قواى جنگى ايران يا وزارت جنگ بطور ارثى به اشخاص تعلق يافته باشد . ميتوان چنين حدس زد كه در اينجا مقصود يك مقام نظامى محدودترى است مثلا مقام كنارنگ Kanarang ( پروكوپيوس كتاب اول ، بند 6 : كاتارگس ، كه آن را معادل استراتگوس Strathegos بيزانسى دانسته است . ميشل سريانى آن را كنترل qanaraq ضبط كرده . ترجمه شاپور ، ج 2 ، ص 158 بروايت پروكوپ اين مقام در بعضى خانواده‌ها موروثى بوده است . كنارنگ عنوان مخصوص مرزبان ابرشهر ( كه كرسى آن نيشابور بود ) بوده است ، كه پيوسته در معرض هجوم قبايل وحشى قرار داشته ( ماركوارت ، ايرانشهر ص 75 - 74 ؛ هرتسفلد ، گزارش باستان ، ج 2 ، ص 110 ) . در عهد يزدگرد سوم و هجوم تازيان مرزبان طوس را كنارنگ ميخواندند ( ثعالبى ، چاپ زتنبرگ ، ص 643 و بلادزى ، چاپ دخويه ، ص 405 ، سطر 7 ، كه در آنجا اين كلمه غلط چاپ شده ) . صاحبان فرهنگ فارسى جديد كنارنگ را بمعنى حاكم ولايت نوشته‌اند .